ادبیات جهان؛ گفتوگوی انسان با انسان ادبیات جهان را میتوان یکی از بزرگترین حافظههای مشترک بشر دانست؛ مجموعهای از داستانها، شعرها، نمایشنامهها و اندیشههایی که انسانها در سرزمینها و دورههای مختلف آفریدهاند تا تجربهی خود را از زندگی، جهان و خویشتن بیان کنند. از حماسه گیلگمش در میانرودان تا تراژدیهای یونان، از نمایشنامههای شکسپیر تا رمانهای داستایفسکی، تولستوی و مارکز، هر اثر بزرگ ادبی پنجرهای به جهانی متفاوت میگشاید؛ اما در پشت تفاوت زبانها و فرهنگها، بسیاری از پرسشها مشترکاند: انسان کیست؟ چگونه باید زندگی کرد؟ عشق چیست؟ عدالت کجاست؟ چرا رنج وجود دارد؟ و انسان در برابر مرگ و زمان چه معنایی پیدا میکند؟ در ادبیات یونان باستان، انسان در برابر سرنوشت و خدایان قرار میگیرد. حماسهها و تراژدیها نشان میدهند که پیروزی و شکست، غرور و فروتنی، عشق و فقدان چگونه زندگی انسان را شک
بخش مربوط به رمان و ادبیات
ادبیات جهان؛ گفتوگوی انسان با انسان ادبیات جهان را میتوان یکی از بزرگترین حافظههای مشترک بشر دانست؛ مجموعهای از داستانها، شعرها، نمایشنامهها و اندیشههایی که انسانها در سرزمینها و دورههای مختلف آفریدهاند تا تجربهی خود را از زندگی، جهان و خویشتن بیان کنند. از حماسه گیلگمش در میانرودان تا تراژدیهای یونان، از نمایشنامههای شکسپیر تا رمانهای داستایفسکی، تولستوی و مارکز، هر اثر بزرگ ادبی پنجرهای به جهانی متفاوت میگشاید؛ اما در پشت تفاوت زبانها و فرهنگها، بسیاری از پرسشها مشترکاند: انسان کیست؟ چگونه باید زندگی کرد؟ عشق چیست؟ عدالت کجاست؟ چرا رنج وجود دارد؟ و انسان در برابر مرگ و زمان چه معنایی پیدا میکند؟ در ادبیات یونان باستان، انسان در برابر سرنوشت و خدایان قرار میگیرد. حماسهها و تراژدیها نشان میدهند که پیروزی و شکست، غرور و فروتنی، عشق و فقدان چگونه زندگی انسان را شک