جان استاینبِک در سال 1902 میلادی در شهر سالیناز کالیفرنیا در دره¬ی کشاورزی حاصلخیزی حدود بیست مایلی اقیانوس آرام به دنیا آمد، و هر دو دره و اقیانوس اساس کاری بعضی از آثارش را تشکیل دادند. در سال 1919 به دانشگاه استنفورد رفت، جایی که به تناوب در رشته ادبیات و نویسندگی ثبت نام کرد، تا سال 1925 که بدون دریافت مدرک آن¬جا را ترک کرد. او پنج سال به عنوان یک کارگر و خبرنگار در شهر نیویورک زندگی کرد و همه¬ی وقتش را روی اولین رمانش «فنجان طلا (1929) » گذاشت. پس از ازدواج و نقل مکان به درختستان آرام، دو کتاب داستانی کالیفرنیایی به چاپ رساند: «شرق بهشت (1932) » و «به خدای ناشناخته (1933) ». سپس روی داستانهای کوتاهی کار کرد که در کتاب «دره طولانی (1938)» جمعآوری شد. موفقیت عمومی و امنیت مالی با چاپ کتاب «نان ذرت بیمزه مکزیکی (1935)» برایش به وجود آمد: داستانهایی درباره دوستان مانتری (شهری در غرب
ترجمه سعید دوج
جان استاینبِک در سال 1902 میلادی در شهر سالیناز کالیفرنیا در دره¬ی کشاورزی حاصلخیزی حدود بیست مایلی اقیانوس آرام به دنیا آمد، و هر دو دره و اقیانوس اساس کاری بعضی از آثارش را تشکیل دادند. در سال 1919 به دانشگاه استنفورد رفت، جایی که به تناوب در رشته ادبیات و نویسندگی ثبت نام کرد، تا سال 1925 که بدون دریافت مدرک آن¬جا را ترک کرد. او پنج سال به عنوان یک کارگر و خبرنگار در شهر نیویورک زندگی کرد و همه¬ی وقتش را روی اولین رمانش «فنجان طلا (1929) » گذاشت. پس از ازدواج و نقل مکان به درختستان آرام، دو کتاب داستانی کالیفرنیایی به چاپ رساند: «شرق بهشت (1932) » و «به خدای ناشناخته (1933) ». سپس روی داستانهای کوتاهی کار کرد که در کتاب «دره طولانی (1938)» جمعآوری شد. موفقیت عمومی و امنیت مالی با چاپ کتاب «نان ذرت بیمزه مکزیکی (1935)» برایش به وجود آمد: داستانهایی درباره دوستان مانتری (شهری در غرب