۹:۱۱
دریاچه شیشه‌ای (مائیو بنچی)

ترجمه قدسی گلریز

سال 1952 «كيت مك¬ماهون » هميشه فكر كرده بود پاپ اعظم در مراسم ازدواج پدر و مادرش حضور داشته است. در خانه¬ي آنها عكسي از او بود كه گويي به پاپ ديگري تعلق داشت، به يك آدم بي¬روح. زير عكس نوشته¬اي به چشم مي¬خورد كه ثابت مي¬كرد «مارتين مك¬ماهون » و «هلن هيلي » در مقابل پاهاي پاپ بر زمين زانو زده بودند. هرگز به ذهن كيت خطور نكرده بود كه در عكس¬هاي عروسي به دنبال تصويري از پاپ بگردد. به هر حال اين يكي از عكس¬هاي وحشتناكي بود كه عده¬اي را با كت و شلوار در يك رديف منظم نشان مي¬داد. اصلاً اگر كيت درست فكر مي-كرد، متوجه مي¬شد كه پاپ پيش از گرفتن آن عكس «دان لوگر » را با قايق پستي به مقصد رم ترك كرده بوده است. به همين دليل وقتي «مادر برنارد » توضيح داد كه پاپ هرگز نمي-تواند حوزه¬ي حكمراني خود را ترك كند و حتي در مواقع بروز جنگ قادر به ترك «واتيكان» نيست، كيت متحير شد. كيت گفت: -اما، او در مراسم ازدو

نظر کاربران