مادرخواندهام در خانه¬ی زیبایی در شهر زیبا و قدیمی بِرتن زندگی میکرد. خاندان همسرش نسلهای متمادی آنجا زندگی کرده و حتی نامشان اسم زادگاهشان بود برِتن برِتنی. نمیدانم تصادفی بود یا این¬که یکی از اجدادشان شخصیت مهمی بوده و اسم خودش را روی محل زندگیاش نهاده بود. در دوران کودکی سالی یکی دوبار به برتن میرفتم و هربار هم که میرفتم لذت میبردم. خانه و اهلش برایم خوشایند بودند. اتاقهای بزرگ و آرام، اسباب و اثاثیهای که در چیدنشان سیلقهی زیادی به¬کار رفته بود، پنجرههای یک¬سره و نورگیر و بالکنی مشرف به خیابان قدیمی و زیبا که گویا همیشه در انتظار یکشنبهها و تعطیلات بود- زیر اکم¬تردد و پیاده¬رویش تمیز بود- بله، تمام اینها برایم جذاب بودند. حضور کودکی در خانهای که ساکنینش همه بزرگ¬سال هستند معمولاً باعث توجه زیاد به آن کودک میشود و من هم در عین آرامش واقعاً مورد توجه خانم برتن بودم. قب
ترجمه مرضیه خسروی
مادرخواندهام در خانه¬ی زیبایی در شهر زیبا و قدیمی بِرتن زندگی میکرد. خاندان همسرش نسلهای متمادی آنجا زندگی کرده و حتی نامشان اسم زادگاهشان بود برِتن برِتنی. نمیدانم تصادفی بود یا این¬که یکی از اجدادشان شخصیت مهمی بوده و اسم خودش را روی محل زندگیاش نهاده بود. در دوران کودکی سالی یکی دوبار به برتن میرفتم و هربار هم که میرفتم لذت میبردم. خانه و اهلش برایم خوشایند بودند. اتاقهای بزرگ و آرام، اسباب و اثاثیهای که در چیدنشان سیلقهی زیادی به¬کار رفته بود، پنجرههای یک¬سره و نورگیر و بالکنی مشرف به خیابان قدیمی و زیبا که گویا همیشه در انتظار یکشنبهها و تعطیلات بود- زیر اکم¬تردد و پیاده¬رویش تمیز بود- بله، تمام اینها برایم جذاب بودند. حضور کودکی در خانهای که ساکنینش همه بزرگ¬سال هستند معمولاً باعث توجه زیاد به آن کودک میشود و من هم در عین آرامش واقعاً مورد توجه خانم برتن بودم. قب