۸:۳۲
جین ایر

ترجمه مرضیه خسروی

آن روز، روز مطلوبی برای پیاده روی نبود؛ در واقع هنگام صبح ساعتی را در میان بیشه ی خزان زده قدم زده بودیم؛ اما پس از صرف ناهار( خانم رید وقتی ملاقات کننده‌ای نداشت، ناهار را زودتر از وقت معمول صرف می‌کرد) باد سردزمستانی که ابرهای تیره و ملال آوری را با خود آورده بود و باران شدیدی که در همه چیز نفوذ می‌کرد، باعث می‌شدند تا امکان هرگونه پیاده روی در هوای آزاد غیر ممکن به نظر برسد. من از این موضوع خوش حال بودم چرا که هیچ گاه به قدم زدن های طولانی ،به خصوص در بعدازظهرهایی مانند امروز سرد و ملال آور علاقه‌ای نداشتم، پس از بازگشت به خانه در حالی که نوک انگشتانم از شدت سرمای عصرگاهی کرخت شده بودند، نوبت سرزنش های معمول دایه بسی که باعث تحقیر من در برابر الیزا، جان و جورجیانا رید می‌شد، فرا می‌رسید.

نظر کاربران