۱۹:۳۳
۳۷.۳۸.۳۹.۴۰.۴۱.۴۲

شارلوت برونته

برای پالینا سخت نبود که مکاتبه با گراهام را ادامه ندهد... تا موقعی که پدرش رابطه‌ی آن‌ها را تأیید نکند؛ اما دکتر برتن نمی‌توانست حول و حوش هتل کرسی باشد؛ اما نخواهد به آن¬جا سربزند. به¬نظر من، عاشق و معشوق در ابتدا نمی‌خواستند زیاد باهم خودمانی بشوند و روی این تصمیم هم ایستاده بودند؛ اما این فقظ ظاهر قضیه بود؛ چون از لحاظ احساسی خیلی زود به هم وابسته شدند. پالینا طالب تمام خصوصیات خوب گراهام بود. تمام جنبه‌های برتر گراهام در حضور پالینا می‌شکفت و می‌بالید. باتوجه به علاقه‌ی سابقش به دوشیزه فنشا، به نظر من عقلش کار چندانی از پیش نمی‌برد؛ اما همان¬قدر که پیش می‌برد، به اضافه‌ی ذوق و سلیقه و مشکل¬پسندی¬اش، حالا امتحان پس می‌داد. عقل و احساسش نیز مانند تمام قوای دیگرش به فعالیت درآمده بود، تشنه و گرسنه، مشتاق وصال.

نظر کاربران