۲۱:۳۲
قسمت اول

مائیو بنچی

ه نظر کیت این یک جور بی¬وفایی به مادر بود که بگویند خاله مورای کلایو به آن‌ها کمک فکری کرده است. مادر از او خوشش نمی¬آمد، گرچه هرگز چیزی در این باره به زبان نیاورد اما کیت از این بابت مطمئن بود و میل نداشت به آن رابطه¬ی سرد ادامه بدهد. اگر مادر زنده بود، آیا خوشش می¬آمد که کیت آن روسری توری را به سر کند؟ کیت ساکت ایستاد. آیا مادر پیش از آن که آن بلا را به سر خودش بیاورد، هرگز به تشییع جنازه¬اش فکر کرده بود؟ آیا زمانی که آن نامه را می¬نوشت لحظه¬ای مکث کرده بود تا درباره¬ی این که لوف¬گلاس چگونه او را به خاک خواهد سپرد، بیندیشد؟ موجی از خشم وجود کیت را در بر گرفت. کلایو با نگرانی پرسید:

نظر کاربران