۱۸:۲۶
فصل ۱۳.۱۴.۱۵.۱۶.۱۷.۱۸

شارلوت برونته

ویلت هم مثل شهرهای انگلیسی آب و هوای متغیری دارد؛ اما رطوبتش البته کمتر است. پس از آن غروب ملایم، تمام شب باد شدیدی وزید روز بعد هم باد می‌وزید. هوا تیره و ابری بود؛ اما باران نمی‌بارید. خیابان‌ها پر از گردوغباری شده بود که از بولوارها بلند می‌شد. البته حتی اگر هوا خوب هم بود من وسوسه نمی‌شدم وقت مطالعه و فراغت غروب را همان¬جا بگذرانم که روز قبل از آن گذرانده بودم. گذرگاه من و اصلاً همه¬ی گذرگاه‌ها و بوته‌ها و درخت‌های باغ، کشش تازه‌ای پیدا کرده بودند که البته خوشایند نبود. دنجی آن¬ها دیگر خطرناک شده بود، آرامی‌شان هم ناامن. پنجره‌ای که نامه از آن می‌بارید، آن کنج دنج را دیگر به لجن کشیده بود. در جاهای دیگر باغ هم انگار گل‌ها همه چشم داشتند و می‌دیدند که درخت‌ها هم انگار گوش داشتند و می‌شنیدند. بعضی از بوته¬ها، که دکتر جان با عجله و بی¬محابا آن¬ها را لگد کرده بود، له شده بودند و من دلم می‌

نظر کاربران