شمس تبریزی که نور مطلق است آفتاب است و ز انـوار حق است! داستان مولانا و شمس تبریزی، پس از گذشت قریب به هشتصد سال، هنوز هم یکی از شگفتانگیزترین داستانهای عالم بشریت است! مردی در اوج نیکنامی و فرخندگی و کامیابی و فقاهت، ناگاه در برخوردی بنیانکن از سوی درویش غریب و بیادعا و سادهپوش و حقیقتجوی چنان دگرگون میشود که هممدرسه و خیمه و خرگاه را از یاد میبرد، هم از آنچه تا آن روز برایش –اصل بوده- یعنی از «قیل» و «قال» میگذرد و یکسره در «عشق» و «حال» مستحیل میگردد. چنانکه از آنپس هرچه میسُراید همه از شدت عشق است و طراوت جهانی که شمس چشم او را به تماشای آن گشود. پس بیدلیل نیست که او خود را و شمس را یکی میداند و دیوان بزرگ اشعارش را نه دیوان مولانا که «دیوان غزلیات شمس تبریزی» نام مینهد. درباره مولانا و شمس و عشق میان این دو عارف بزرگ بسیار نوشتهاند، از پژوهش تا رمان... اما اثری
ترجمه راضیه عبدلی
شمس تبریزی که نور مطلق است آفتاب است و ز انـوار حق است! داستان مولانا و شمس تبریزی، پس از گذشت قریب به هشتصد سال، هنوز هم یکی از شگفتانگیزترین داستانهای عالم بشریت است! مردی در اوج نیکنامی و فرخندگی و کامیابی و فقاهت، ناگاه در برخوردی بنیانکن از سوی درویش غریب و بیادعا و سادهپوش و حقیقتجوی چنان دگرگون میشود که هممدرسه و خیمه و خرگاه را از یاد میبرد، هم از آنچه تا آن روز برایش –اصل بوده- یعنی از «قیل» و «قال» میگذرد و یکسره در «عشق» و «حال» مستحیل میگردد. چنانکه از آنپس هرچه میسُراید همه از شدت عشق است و طراوت جهانی که شمس چشم او را به تماشای آن گشود. پس بیدلیل نیست که او خود را و شمس را یکی میداند و دیوان بزرگ اشعارش را نه دیوان مولانا که «دیوان غزلیات شمس تبریزی» نام مینهد. درباره مولانا و شمس و عشق میان این دو عارف بزرگ بسیار نوشتهاند، از پژوهش تا رمان... اما اثری