وقتی مردم رفته بودند و عصر اولین روز رسید، گربههای شکارچی از مزرعه به بیرون آمدند و روی ایوان میو میو کردند. وقتی دیدند که کسی بیرون نیامد، از لای در به داخل ¬خزیدند و میو کنان درون اتاقهای خالی چرخیدند و سپس به مزرعه برگشتند. از آن پس به گربههای وحشی تبدیل شدند و جوندهها و موشهای مزرعه را شکار میکنند و در طول روز درون دخمهها می¬خوابند. هنگامی که شب فرا رسید، خفاشها که از ترس نور آفتاب نزدیک درها ایستاده بودند، به سرعت وارد خانهها میشدند و در اتاقهای خالی به پرواز درمیآمدند. در مدت کوتاهی در تاریکی، در گوشهی اتاقها مخفی میشدند، بالهایشان را به سمت بالا لول میکردند و سرشان را رو به پایین، میان الوارهای عرضی سقف اتاقها نگه میداشتند. بوی فضولاتشان درون خانههای خالی میپیچید.
جان اشتاین بک
وقتی مردم رفته بودند و عصر اولین روز رسید، گربههای شکارچی از مزرعه به بیرون آمدند و روی ایوان میو میو کردند. وقتی دیدند که کسی بیرون نیامد، از لای در به داخل ¬خزیدند و میو کنان درون اتاقهای خالی چرخیدند و سپس به مزرعه برگشتند. از آن پس به گربههای وحشی تبدیل شدند و جوندهها و موشهای مزرعه را شکار میکنند و در طول روز درون دخمهها می¬خوابند. هنگامی که شب فرا رسید، خفاشها که از ترس نور آفتاب نزدیک درها ایستاده بودند، به سرعت وارد خانهها میشدند و در اتاقهای خالی به پرواز درمیآمدند. در مدت کوتاهی در تاریکی، در گوشهی اتاقها مخفی میشدند، بالهایشان را به سمت بالا لول میکردند و سرشان را رو به پایین، میان الوارهای عرضی سقف اتاقها نگه میداشتند. بوی فضولاتشان درون خانههای خالی میپیچید.