بخش16 روز بعد از ان شب بی خوابی، هم تمایل زیادی به دیدن آقای راچستر داشتم و هم از دیدن وی میترسیدم؛ میخواستم دوباره صدای او را بشنوم ودر عین حال از این که چشمم به چشمانش بیفتد وحشت داشتم. صبح ان روز هرلحظه به انتظار آمدن او بودم؛ زیاد عادت نداشت که مکرراً به کلاس درس سر بزند اما گاهی میآمد و چند دقیقهای آن جا می ماند و من احساس میکردم که ان روز حتماً به کلاس خواهد آمد.
شارلوت برونته
بخش16 روز بعد از ان شب بی خوابی، هم تمایل زیادی به دیدن آقای راچستر داشتم و هم از دیدن وی میترسیدم؛ میخواستم دوباره صدای او را بشنوم ودر عین حال از این که چشمم به چشمانش بیفتد وحشت داشتم. صبح ان روز هرلحظه به انتظار آمدن او بودم؛ زیاد عادت نداشت که مکرراً به کلاس درس سر بزند اما گاهی میآمد و چند دقیقهای آن جا می ماند و من احساس میکردم که ان روز حتماً به کلاس خواهد آمد.