۱۹:۴۷
بخش ۲۶.۲۷.۲۸.۲۹.۳۰

شارلوت برونته

ساعت هفت بود که سوفی برای کمک به لباس پوشیدن من آمد. اما کار خود را خیلی طول داد، ان قدر ان را طول داد که آقای راچستر، فکر می کنم، حوصله اش از تأخیر من سر رفت و یک نفر را فرستاد تا بپرسد چرا نمی‌ایم. به محض این که سوفی روسریم را که نوعی توری ابریشمی چهارگوش مربع شکل بود با سنجاق سر به موهایم بست سعی کردم تا آن جا که می‌توانم با عجله خود را از زیر دست او بیرون بیاورم.

نظر کاربران