اینکه «چرا مینویسم؟» پرسشی است که تقریباً هر روز از خود میپرسم. بدون این پرسش و یافتن پاسخی قانعکننده، ادامهی راه به مویی بند است. بخشی از نوشتن ما اهل هنر و ادبیات، به غلط، بُعد حرفهای به خود میگیرد. حال آنکه نویسندهی حرفهای یعنی آنکه زندگیاش از راه نوشتن میگذرد و در شرایط کنونی معمولاً (غیر از مترجمهای جاافتاده و ورزشکاران و هنرمندان شاعر و نویسنده) پولی رد و بدل نمیشود؛ بنابراین بدون هیچ تعصبی باید بپذیریم که هیچ حرفهای گری در کار نیست. دور باطلی است که بنویسیم تا رفقایمان بخوانند؛ که صد البته چنین رابطهای به انتشار کتاب و نشریه وابسته نیست.
محمد مفتاحی
اینکه «چرا مینویسم؟» پرسشی است که تقریباً هر روز از خود میپرسم. بدون این پرسش و یافتن پاسخی قانعکننده، ادامهی راه به مویی بند است. بخشی از نوشتن ما اهل هنر و ادبیات، به غلط، بُعد حرفهای به خود میگیرد. حال آنکه نویسندهی حرفهای یعنی آنکه زندگیاش از راه نوشتن میگذرد و در شرایط کنونی معمولاً (غیر از مترجمهای جاافتاده و ورزشکاران و هنرمندان شاعر و نویسنده) پولی رد و بدل نمیشود؛ بنابراین بدون هیچ تعصبی باید بپذیریم که هیچ حرفهای گری در کار نیست. دور باطلی است که بنویسیم تا رفقایمان بخوانند؛ که صد البته چنین رابطهای به انتشار کتاب و نشریه وابسته نیست.