«هیپی» کتابی از نویسنده توانای برزیلی، پائولو کوئلیو درباره بخشی از زندگی خودش است. کوئلیو بعد از این که به خاطر آرزوهای پدرو مادرش دیگر به نویسنده شدن فکر نکرد و به مدرسه حقوق رفت، نتوانست آنجا دوام بیاورد؛ درنتیجه یک سال بعد مدرسه را رها کرد و مدتی مثل یک هیپی زندگی کرد. هیپیها عدهای از جوانان آمریکایی بودند که در دهه 1960 میلادی در پی یک جنبش اجتماعی به وجود آمدند. آنها دستهجمعی زندگی میکردند، مرام اشتراکی داشتند، معتقد به عشق آزاد بودند، به مادیات علاقهای نداشتند و میگفتند جامعه طبقاتی باید از بین برود و دوباره ساخته شود. سبک زندگی، هنر و لباس هیپیها تاثیرات زیادی بر جوامع گوناگون گذاشت. پائولو در دوره هیپیگری خود، به مسافرت میرفت، مواد مصرف میکرد و ترانه میسرود. «هیپی» داستان همین دوران از زندگی پائولو است. داستان زندگی و تجربه شخصی او که از آن با نام سفر معنوی یاد میکند. «او از اولین سفر طولانی که مسیر هیپی محسوب میشد، برمیگشت. دوستدخترش هم او را همراهی میکرد؛ او دختری از رژیم کمونیستی یوگسلاوی بود و خانوادهاش از طرفداران پر و پاقرص نخبهسالاری (آریستوکراسی) بودند که همه چیز خود را از دست داده بودند، اما دخترشان را به مدرسه و کلاسهای مختلف فرستاده بودند و او موفق شده بود به پنج زبان زنده مسلط شود. بعد از آن، او راهی برزیل شد و با یک میلیونر ازدواج کرد، اما بعداً از هم جدا شدند، زیرا آن برزیلی پولدار معتقد بود که آن زن سی و سه ساله دیگر پیر شده است و باید به سراغ یک دختر هفده ساله برود. دوستدختر پائولو سپس یک وکیل درجه یک استخدام کرد تا از همسر سابقش غرامت دریافت کند و با پول آن، تا آخر عمر در رفاه زندگی کند. پائولو و دستدخترش تصمیم گرفته بودند که از طریق قطار مرگ عازم ماچو پیچو شوند.»
پائولو کوئیلو، محمدامین جندقیان
«هیپی» کتابی از نویسنده توانای برزیلی، پائولو کوئلیو درباره بخشی از زندگی خودش است. کوئلیو بعد از این که به خاطر آرزوهای پدرو مادرش دیگر به نویسنده شدن فکر نکرد و به مدرسه حقوق رفت، نتوانست آنجا دوام بیاورد؛ درنتیجه یک سال بعد مدرسه را رها کرد و مدتی مثل یک هیپی زندگی کرد. هیپیها عدهای از جوانان آمریکایی بودند که در دهه 1960 میلادی در پی یک جنبش اجتماعی به وجود آمدند. آنها دستهجمعی زندگی میکردند، مرام اشتراکی داشتند، معتقد به عشق آزاد بودند، به مادیات علاقهای نداشتند و میگفتند جامعه طبقاتی باید از بین برود و دوباره ساخته شود. سبک زندگی، هنر و لباس هیپیها تاثیرات زیادی بر جوامع گوناگون گذاشت. پائولو در دوره هیپیگری خود، به مسافرت میرفت، مواد مصرف میکرد و ترانه میسرود. «هیپی» داستان همین دوران از زندگی پائولو است. داستان زندگی و تجربه شخصی او که از آن با نام سفر معنوی یاد میکند. «او از اولین سفر طولانی که مسیر هیپی محسوب میشد، برمیگشت. دوستدخترش هم او را همراهی میکرد؛ او دختری از رژیم کمونیستی یوگسلاوی بود و خانوادهاش از طرفداران پر و پاقرص نخبهسالاری (آریستوکراسی) بودند که همه چیز خود را از دست داده بودند، اما دخترشان را به مدرسه و کلاسهای مختلف فرستاده بودند و او موفق شده بود به پنج زبان زنده مسلط شود. بعد از آن، او راهی برزیل شد و با یک میلیونر ازدواج کرد، اما بعداً از هم جدا شدند، زیرا آن برزیلی پولدار معتقد بود که آن زن سی و سه ساله دیگر پیر شده است و باید به سراغ یک دختر هفده ساله برود. دوستدختر پائولو سپس یک وکیل درجه یک استخدام کرد تا از همسر سابقش غرامت دریافت کند و با پول آن، تا آخر عمر در رفاه زندگی کند. پائولو و دستدخترش تصمیم گرفته بودند که از طریق قطار مرگ عازم ماچو پیچو شوند.»