شهر و بازنمایی آن در متنهای ادبی مدرن، سرشت و سرنوشتی متفاوت با دوران پیشینی خود پیدا کرد و به گونهای به محل تنازع و پروبلماتیک مدرنیته مبدل گشت. این چالش عمیق ادبی در بافتاری فرهنگی رخ داد که تجربه مدرنیته لازم میداشت تا هرچیز سفت و سخت دود شود و به هوا برود. درون این گفتمانی که افسونزدایی را به گزارهای معرفتی در جهان هستیشناختی خود مبدل نموده بود، بیشک جایی برای تفسیرها و تعاریفی که دلالت بر معانی افسونزده از سنت کنند را نداشت، و این شد که همین انقلاب هستیشناسانه نیز در جهان مدرن، مجدداً افسونزده گشت.
اسماعیل حسام مقدم
شهر و بازنمایی آن در متنهای ادبی مدرن، سرشت و سرنوشتی متفاوت با دوران پیشینی خود پیدا کرد و به گونهای به محل تنازع و پروبلماتیک مدرنیته مبدل گشت. این چالش عمیق ادبی در بافتاری فرهنگی رخ داد که تجربه مدرنیته لازم میداشت تا هرچیز سفت و سخت دود شود و به هوا برود. درون این گفتمانی که افسونزدایی را به گزارهای معرفتی در جهان هستیشناختی خود مبدل نموده بود، بیشک جایی برای تفسیرها و تعاریفی که دلالت بر معانی افسونزده از سنت کنند را نداشت، و این شد که همین انقلاب هستیشناسانه نیز در جهان مدرن، مجدداً افسونزده گشت.