«تمدن و ناکامیهایش» نوشته زیگموند فروید(1939-1856)، روانکاو نامدار اتریشی است. در بخشی از کتاب میخوانیم: انکار این مساله که مردم عموماً معیارهای نادرستی را در زندگی به کار میگیرند و متعاقبا تمام عمر خود را صرف دستیابی به قدرت، موفقیت و ثروت میکنند و علیالخصوص وجود این موارد را در دیگران میستایند، امری ناممکن است. آن هم درست در حالیکه آنچه را حقیقتاً جزو ارزشهای مسلم زندگی است نادیده میانگارند. البته در عین حال چنین قضاوتهای نادرستی فرد را در معرض خطر به فراموشی سپردن و بیتوجهی به تنوع غنی موجود در دنیای بشریت و زندگی معنوی قرار میدهد. در هر دورهای از زندگی دنیوی ما انسانها همیشه افراد معدودی همواره مورد تکریم همعصران خویش قرار گرفتهاند اما این بزرگی و جایگاه آنان متکی بر کامیابیها و خصوصیاتهایی است که تا حدی با اهداف و آرمانهای اکثریت در تضاد بوده است. ممکن است شخصی گمان کند که این مردان بزرگ تنها مورد احترام جمع اقلیتی از مردم هستند و اکثریت، قلبا چندان اشتیاقی به آنان نشان نمیدهند. اما باید گفت که این مساله به این سادگیها هم نیست و دلیل آن هم چیزی جز تفاوت بین افکار و اعمال نوع بشر و تنوع و گستردگی در خواستههایشان نیست. با یکی از این افراد مشهور و برجسته که در نامهاش مرا دوست خود مینامد طی مکاتباتی گفت و گو کردم و همراه نامههایم یکی از کتابهایم را که در آن مذهب را صرفاً نوعی پندار مینامم برای او ارسال کردم وی در پاسخ نامهام اظهار کرد که گرچه در مجموع با نظراتم در کتاب همعقیده است اما افسوس که در تکریم سرچشمهی راستین دین داری ناکام ماندهام و این دقیقاً همان نکتهای است که خودش هیچ گاه از آن غافل نشده است. احساسی ناشی از حضور دین که افراد زیادی وجودش را پذیرفتهاند و میلیونها نفر در آن با یکدیگر سهیم هستند.
زیگموند فروید، بنفشه جعفر
«تمدن و ناکامیهایش» نوشته زیگموند فروید(1939-1856)، روانکاو نامدار اتریشی است. در بخشی از کتاب میخوانیم: انکار این مساله که مردم عموماً معیارهای نادرستی را در زندگی به کار میگیرند و متعاقبا تمام عمر خود را صرف دستیابی به قدرت، موفقیت و ثروت میکنند و علیالخصوص وجود این موارد را در دیگران میستایند، امری ناممکن است. آن هم درست در حالیکه آنچه را حقیقتاً جزو ارزشهای مسلم زندگی است نادیده میانگارند. البته در عین حال چنین قضاوتهای نادرستی فرد را در معرض خطر به فراموشی سپردن و بیتوجهی به تنوع غنی موجود در دنیای بشریت و زندگی معنوی قرار میدهد. در هر دورهای از زندگی دنیوی ما انسانها همیشه افراد معدودی همواره مورد تکریم همعصران خویش قرار گرفتهاند اما این بزرگی و جایگاه آنان متکی بر کامیابیها و خصوصیاتهایی است که تا حدی با اهداف و آرمانهای اکثریت در تضاد بوده است. ممکن است شخصی گمان کند که این مردان بزرگ تنها مورد احترام جمع اقلیتی از مردم هستند و اکثریت، قلبا چندان اشتیاقی به آنان نشان نمیدهند. اما باید گفت که این مساله به این سادگیها هم نیست و دلیل آن هم چیزی جز تفاوت بین افکار و اعمال نوع بشر و تنوع و گستردگی در خواستههایشان نیست. با یکی از این افراد مشهور و برجسته که در نامهاش مرا دوست خود مینامد طی مکاتباتی گفت و گو کردم و همراه نامههایم یکی از کتابهایم را که در آن مذهب را صرفاً نوعی پندار مینامم برای او ارسال کردم وی در پاسخ نامهام اظهار کرد که گرچه در مجموع با نظراتم در کتاب همعقیده است اما افسوس که در تکریم سرچشمهی راستین دین داری ناکام ماندهام و این دقیقاً همان نکتهای است که خودش هیچ گاه از آن غافل نشده است. احساسی ناشی از حضور دین که افراد زیادی وجودش را پذیرفتهاند و میلیونها نفر در آن با یکدیگر سهیم هستند.