۱۱:۲۱
پاییز پدرسالار

گابریل گارسیا مارکز، محمدرضا راهور

کتاب پاییز پدرسالار حاوی یک رمان معاصر و کلمبیایی است که با یک گفت‌وگوی اختصاصی آغاز شده است. این رمان که شش فصل دارد، در سال 1975 میلادی منتشر شده است. زمان در این داستان هیچ حدومرزی ندارد. این کتاب دربارهٔ یک ژنرال پیر است که حدوداً 5000 بچهٔ نامشروع دارد. او در تنهایی و بی‌کسی در کاخی فرسوده است که در آن کثافت و فضله و تپالهٔ حیوانات وجود دارد. او همچنان با همان رویهٔ ظلم و زور و ستم و جنایت بر کشوری کوچک فرمان‌روایی می‌کند. ژنرال پیر برای سفاکی و جنایات و انحراف‌های خاص خود، آدمی مبتکر و مبدع نیز هست. در میهمانی‌ها و مراسم کسی حتی جرئت نفس‌کشیدن در حضورش را ندارد. علاوه‌بر مردم و اطرافیان حتی بستگان درجه‌اولش نیز از ظلم و جنایت او بی‌نصیب نمانده‌اند. او دیکتاتوری است که پدرش معلوم نیست چه کسی است و دیوانه‌وار عاشق مادرش است و بعد از مرگش او را به‌طرز مضحک و مسخره‌ای در بین مردم تا مقام قدیسین بالا می‌برد و در مشکلاتْ مادرش را به‌گونه‌ای صدا می‌زند که انگار خدا را صدا می‌زنند. این دیکتاتور در ابتدای حکومتش فردی است محبوب و مقدس و محترم که بی‌واسطه بین مردمش حضور دارد. کم‌کم قدرت بسیار و خودکامگی با هم درمی‌آمیزد و نهایتاً قدرت کامل نصیبش شده و تماس با واقعیت‌ها به‌کلی قطع شده و تنهایی‌اش شروع می‌شود. خوی و خصلت دیکتاتوری، او را وادار به جنایت می‌کند. پاییز دیکتاتور زمانی آغاز می‌شود که علیه او کودتا می‌شود. او مردم را همراه خود نمی‌بیند. او بدل‌هایی دارد که در برخی موارد این بدل‌ها هستند که در برخی جاها حضور دارند.

نظر کاربران