۲۰:۱۲
نامه‌ای به پروین

سمیرا عباسی

رخشنده/پروین و چه نامه‌های زیبایی‌اند هر دو. زهی سعادت مجالی یافتم تا ذهنم را با احترام به سوی تو ببرم. تویی که خود نامت را رخشندگی و معنا می‌بخشی. از کودکی عاشق باز کردن دیوان اشعارت بودم. آن دیوان سرریز از تمثیل و کنایات که در اوج ادب در پرنیانی می‌آرایی، می‌پیچی و خوش، گوارا به دست صاحب شنوایش و حتی او که ناچار به شنیدن می‌شود می‌سپاری؛ زیرا هنر تو آراستن سخن است؛ از کدامین پندانه‌ات بگویم که حق سخنت را ادا کرده باشم. آرام آرام سررشته‌ی شعری از تو مرا می‌برد به سوی خاطرات کودکی‌م و عشقی که با خواندنش وجودم را می‌گرفت: کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز/ به جرأت کرد روزی بال و پر باز

نظر کاربران