۱۸:۱۴
نمی‌ذارم این بچه را ببری

مینو دخت دبیری

من تپلی هستم، شخصیت اصلی کتاب خانم مینو، دختر دبیری با نام «ماجراهای تپلی زیر پلی». آن روزها پنج سالم بود، اما الان که چهار سال از چاپ شدنم گذشته نه سال دارم و دیگر می‌توانم درست حرف بزنم. می‌دانید؟ آخر من همه‌ی «ر»ها را «ل» تلفظ می‌کردم و باعث خنده‌ی دیگران می‌شدم. من و مادرم زیر یک پل روگذر شهری زندگی می‌کردیم، چون پول نداشتیم و پدرم هم مرده بود. تا این‌که یک روز که باز هم مأموران ریختند زیر پل ما را ببرند آقایی مهربان به کمک من و مادرم آمد و گفت نمی‌گذارم این بچه را ببرید و مرا به خانه‌ی خودش پیش دخترهایش، فرشته و فرانک آورد. آن‌ها زندگی خوبی داشتند، تختخواب، کمّد، عروسک‌های زیاد و یک عالمه غذا و میوه. گاهی هم به تولد می‌رفتند و خوش می‌گذراندند اما مرا نمی‌بردند و یک بار که یواشکی از دوست‌بابا (من آقای دوست‌یار را دوست‌بابا صدا می‌زدم) خواستم مرا هم ببرد آن‌ها مرا کتک زدند و بیرون انداختند، چون انگشتم را در خامه‌های کیک فرو کرده و به کادوها دست زده بودم. تنها مشکل آن‌ها این بود که مادر نداشتند، مادرشان دو سال قبل در تصادف مرده بود و آن‌ها تنها شده بودند.

نظر کاربران