رؤیایی در این قطعهها، چنان که در دیباچه و پیشگفتار کتاب آمده، به تعریف فردیت خود پرداخته است. هویتی که گذشتهی او را با همهی رنگها و جلوههای زشت و زیبایش در بر میگیرد. امضای هویت فردی اوست؛ اینکه او کیست، چه میاندیشد، از کجا آمده است و به کجا میرود؟ امضا به صراحت به این پرسشهای جهانشناختی پاسخ میدهد. رؤیایی میگوید: در شخص من، دو شخص هست: یکی مفرد که امضا میکند؛ دیگری جمع، که میخواند و در لحظهی خوانش، ما سهتاییم.
مصطفی علیپور
رؤیایی در این قطعهها، چنان که در دیباچه و پیشگفتار کتاب آمده، به تعریف فردیت خود پرداخته است. هویتی که گذشتهی او را با همهی رنگها و جلوههای زشت و زیبایش در بر میگیرد. امضای هویت فردی اوست؛ اینکه او کیست، چه میاندیشد، از کجا آمده است و به کجا میرود؟ امضا به صراحت به این پرسشهای جهانشناختی پاسخ میدهد. رؤیایی میگوید: در شخص من، دو شخص هست: یکی مفرد که امضا میکند؛ دیگری جمع، که میخواند و در لحظهی خوانش، ما سهتاییم.