۱۹:۵۸
درباره طنز در ایران

سخنرانی هوشنگ مرادی کرمانی

طنز با تعریفی که من خودم در آوردم و معمولاً سر کلاس‌ها می‌گم، اینه می‌گم طنز چیزیه که به لب لبخند بیاره و به دل درد بیاره و به سر فکر. یعنی بعد از این‌که ما یک داستان طنز رو خواندیم، یک نمایش طنز رو دیدیم، این سه حالت پدید بیاد. هر کدام از این‌ها غیبت داشته باشد، دیگه طنز نیست. اگر فقط بخنداند، خب هزل و هجو و یک لطیفه‌ی خنده‌دار و این‌هاست، خب خندیدیم تمام شد و رفت، دل مارو به درد نیاورد، از یه واقعیت تلخ اجتماعی و زیستی یاد نکرد، حتی یک فشار عصبی پشت اون طنز قرار نداده و به ما نگفته که چرا این کاری که در چاپلین، چخوف و بعضی از کارهای دهخدا می‌بینیم که اصل داستان غم‌انگیز. یعنی داستان خنده‌دار نیست اما به شیوه‌ی خنده‌داری تعریف شده، یعنی یه دردی پشتش هست. مسئله خودستایی نیست من مجبورم این کار رو بکنم ولی در هر صورت شما قصه‌های مجید رو در نظر بگیرید، اون‌هایی رو که حالا از تلویزیون دیدید یا اون‌هایی رو که خوندید هیچ کدوم خنده‌دار نیست، اصلاً چیز خنده‌داری نیست. مسئله فقر و نداری، تحقیر و بیچارگی، دربه‌دری، یه پیرزن بدبخت ندار، بچه‌ی یتیمی رو دستش مونده، داره باهاش زندگی می‌کنه.

نظر کاربران