۱۷:۱۴
سیندرلای کلاس اولی

مریم جهانی

قصه‌ی تازه‌ای ندارد روز اول مدرسه رفتن من. همان حکایت اشک و آغوش مادر است و اولین تجربه‌ی فراق. اگر چیزی بتواند این قصه‌ی مکرر را اندکی دراماتیزه کند وجود همان دختر الغر کنار آبخوری بود. دختری که چترهای سیاه داشت و تمام مدتی که من در آغوش مادر گریه می‌کردم گوشه‌ای از حیاط مدرسه ـ کنار آبخوری ـ ناخن می‌جوید.

نظر کاربران