۱۰:۳۸
ارتفاع

استفن کینگ، سعید دوج

«ارتفاع» یک اثر هیجان‌انگیز دیگر از سلطان ژانر وحشت، استیفن (استیون) کینگ است. این نویسنده آمریکایی تاکنون بیش از 200 اثر ادبی در گونه‌های وحشت، خیالپردازی و پسارستاخیزی خلق کرده است. بسیاری از رمان‌های او به فیلم تبدیل شده‌اند که معروفترین آنها درخشش به کارگردانی استنلی کوبریک، رهایی از شائوشنگ و مسیر سبز هر دو ساخته فرانک دارابونت هستند. در رمان شگفت‌انگیز، شیرین، آرام و مالیخولیایی «ارتفاع» استیفن کینگ با تاروپودی از وهم می‌گوید که چگونه شرایطی عجیب می‌تواند افراد را به هم نزدیک کند. اسکات کری ظاهرا دچار یک بیماری شده‌است. ظاهر او تغییری نکرده اما وزنش مدام در حال کم شدن است. یک چیز عجیب و غریب هم درباره بدن او وجود دارد، وزن او بی لباس و با لباس یکسان است. اسکات نگران این موضوع می‌شود و با دکتری مشورت می‌کند. از سویی دیگر او با دو زن همسایه خود که سگ‌هایشان روی چمن جلوی خانه او خرابکاری می‌کنند، اختلاف دارد، این دو زن می‌خواهند رستورانی راه بیاندازند و مردم مخالف‌ آنها هستند؛ اما اسکات علی‌رغم اختلافش با آنها تصمیم می‌گیرد کمکشان کند. در این میان وزن اسکات پیوسته کمتر و کمتر می‌شود و اتفاقی عجیب و باورنکردنی برایش می‌افتد: «وقتی اسکات از خرید شیرینی برگشت، شروع به قدم زدن به سمت ورودی خانه کرد، بعد به سمت درخت نارون قرمز در حیاط جلوی خانه‌اش تغییرجهت داد. رنگ برگ‌ها تغییر کرده بودند، اما به لطف پاییزِ گرم هنوز بیشترشان مؤدبانه روی درخت در حال خش خش کردن بودند. پایین ترین شاخهٔ درخت شش فوت بالای سرش قرار داشت، و ظاهرش دعوت کننده به نظر می‌رسید. او کیسهٔ شیرینی را انداخت، دستانش را بلند کرد، زانوهایش را خم کرد، و پرید. او به سادگی شاخهٔ درخت را گرفت، کاری که یک سال قبل حتی نزدیک به انجام دادنش هم نمی‌شد. ماهیچه‌هایش هیچ از بین نرفته بودند؛ آن‌ها هنوز فکر می‌کردند می‌توانند مردی که وزنش 240 پوند بود راتحمل کنند.» داستان استیفن کینگ داستانی فلسفی، آموزنده و انتقادی است که هم اجتماع را نقد می‌کند و هم مارا به تفکر وامی‌دارد. داستانی برای تعالی‌بخشیدن به روح با ترویج فرهنگ مدارا، درک کردن و بخشش.

نظر کاربران