باد و باران دیگر با من حرفی نمیزنند وگرنه حتماً شعری داشتم که نمنمک در باد بخوانم پاییز مرا به باد فراموشی سپرده است وگرنه حتماً آوازی داشتم که به باد بدهم کوچههای مهر دیگر مرا به چشم کودک دبستانی نمیبینند وگرنه حتماً بهانهای مییافتم تا مثل باد در کوچهها بدوم
ساغر شفیعی
باد و باران دیگر با من حرفی نمیزنند وگرنه حتماً شعری داشتم که نمنمک در باد بخوانم پاییز مرا به باد فراموشی سپرده است وگرنه حتماً آوازی داشتم که به باد بدهم کوچههای مهر دیگر مرا به چشم کودک دبستانی نمیبینند وگرنه حتماً بهانهای مییافتم تا مثل باد در کوچهها بدوم