درست اواسط ظهر، وقتی بالاخره مقاومت نیروهای ارتشی درهم شکست و رادیو به طور کامل افتاد دست انقلابیها، دقایقی بعد از اینکه صدای گوینده رادیو پیچید توی شهر که «اینجا تهران است. صدای راستین ملت ایران. صدای انقلاب»، انقلاب برای آقای خ هم شروع شد. آقای خ کارمند بایگانی انبار فنی رادیو تلویزیون ملی ایران که دو ماهی میشد خواسته و ناخواسته مثل همه اعتصابیها، سر کار نمیرفت و خانهنشین شده بود، بلند شد و در حالیکه زیرشلوار راهراهش را بالا میکشید و از در اتاق بیرون میرفت خطاب به زنش که در آشپزخانه داشت قورمهسبزی را توی ظرف میریخت تا سفرهی ناهار را بیندازد، داد زد: «تمام شد، رژیم سقوط کرد.»
محسن حکیم معانی
درست اواسط ظهر، وقتی بالاخره مقاومت نیروهای ارتشی درهم شکست و رادیو به طور کامل افتاد دست انقلابیها، دقایقی بعد از اینکه صدای گوینده رادیو پیچید توی شهر که «اینجا تهران است. صدای راستین ملت ایران. صدای انقلاب»، انقلاب برای آقای خ هم شروع شد. آقای خ کارمند بایگانی انبار فنی رادیو تلویزیون ملی ایران که دو ماهی میشد خواسته و ناخواسته مثل همه اعتصابیها، سر کار نمیرفت و خانهنشین شده بود، بلند شد و در حالیکه زیرشلوار راهراهش را بالا میکشید و از در اتاق بیرون میرفت خطاب به زنش که در آشپزخانه داشت قورمهسبزی را توی ظرف میریخت تا سفرهی ناهار را بیندازد، داد زد: «تمام شد، رژیم سقوط کرد.»