اگر عشق استعداد یا خصوصیتی است که به انسان بالغ تعلق دارد، پس استعداد عشقورزیدن در زندگی به افراد هر فرهنگ بستگی دارد و اثر آن بر رفتار و خصوصیات فرد متفاوت است. باید در نظر گرفت ساختمان جامعهی هر تمدن و روحیهای که از آن ناشی میشود، عشق را به سوی تکامل هدایت میکند یا نه. مسلماً با کمی بررسی به سادگی مشخص میشود صورتهای مختلفی وجود دارند که صرفاً انحطاط عشقاند. آنجا که مولانا میفرماید «حکمت حق در قضا و در قدر/ کرد ما را عاشقان همدگر» یک عشق ابدی ازلی مد نظر است که نظیر آن در انجیل با واژهی یونانی agape آمده تا از phileo (دوستی) و eros (عشق شهوانی) متمایز شود.
محمدعلی مهماننوازان
اگر عشق استعداد یا خصوصیتی است که به انسان بالغ تعلق دارد، پس استعداد عشقورزیدن در زندگی به افراد هر فرهنگ بستگی دارد و اثر آن بر رفتار و خصوصیات فرد متفاوت است. باید در نظر گرفت ساختمان جامعهی هر تمدن و روحیهای که از آن ناشی میشود، عشق را به سوی تکامل هدایت میکند یا نه. مسلماً با کمی بررسی به سادگی مشخص میشود صورتهای مختلفی وجود دارند که صرفاً انحطاط عشقاند. آنجا که مولانا میفرماید «حکمت حق در قضا و در قدر/ کرد ما را عاشقان همدگر» یک عشق ابدی ازلی مد نظر است که نظیر آن در انجیل با واژهی یونانی agape آمده تا از phileo (دوستی) و eros (عشق شهوانی) متمایز شود.