در ادبیات کلاسیک، عشق با مفاهیمی چون زیبایی و صفات نیک گرهخورده و عاشق مطلوب توجه خاص است که این نوع خصایص را دارا باشد و گاهی عاشق بدون دیدار معشوق و تنها با شنیدن وصف زیبایی و صفات اخلاقی او، شیدا میشود مثل خسرو و شیرین. اما در ادبیات معاصر تلاش شده از این موضوع ارزش و اهمیتزدایی شود و فردیت و ویژگیهای فردی و تفاوت است که عمده میشود و آن تفاوت لزوماً با معیارهای جامعه منطبق نیست.
فریبا منتظرظهور
در ادبیات کلاسیک، عشق با مفاهیمی چون زیبایی و صفات نیک گرهخورده و عاشق مطلوب توجه خاص است که این نوع خصایص را دارا باشد و گاهی عاشق بدون دیدار معشوق و تنها با شنیدن وصف زیبایی و صفات اخلاقی او، شیدا میشود مثل خسرو و شیرین. اما در ادبیات معاصر تلاش شده از این موضوع ارزش و اهمیتزدایی شود و فردیت و ویژگیهای فردی و تفاوت است که عمده میشود و آن تفاوت لزوماً با معیارهای جامعه منطبق نیست.