اینکه سعدی یا حافظ عاشقتر است یا نیما یوشیج و احمد شاملو را نمیتوان متر و اندازه گرفت. اصلاً عشقی که توی کتابهایشان هست با عشقی که توی کتابهایشان هست هم متفاوت است. بنابراین عشق هر آدم با آدم دیگر متفاوت است. هرکسی عشق را یکجوری میبیند. این است که صد سال پیش تا الان هم فرق کرده است چه برسد به آثار کلاسیک. حداقل اینکه با ورود مدرنها به ایران عشق شخصی شده و دیگر با یک کلیت به نام معشوق سر و کار نداریم. اسمدار میشود معشوق مثلاً میشود افسانه در شعر «افسانه» نیما یوشیج یا تجسم واقعی پیدا میکند مثل شعرهایی که احمد شاملو برای آیدا سروده است. پس پیش به سوی فردیت. هرکسی میتواند عاشق یک چهرهی خاص باشد. چهرهای که مثل معشوق شاملو رسانهای شده یا عشقهایی که شاعران دیگر در خفا در شعرشان میآورند و تقدیم به معشوقهای شکلدارشان میکنند. این معشوق هر شکلی دارد.
بهاءالدین مرشدی
اینکه سعدی یا حافظ عاشقتر است یا نیما یوشیج و احمد شاملو را نمیتوان متر و اندازه گرفت. اصلاً عشقی که توی کتابهایشان هست با عشقی که توی کتابهایشان هست هم متفاوت است. بنابراین عشق هر آدم با آدم دیگر متفاوت است. هرکسی عشق را یکجوری میبیند. این است که صد سال پیش تا الان هم فرق کرده است چه برسد به آثار کلاسیک. حداقل اینکه با ورود مدرنها به ایران عشق شخصی شده و دیگر با یک کلیت به نام معشوق سر و کار نداریم. اسمدار میشود معشوق مثلاً میشود افسانه در شعر «افسانه» نیما یوشیج یا تجسم واقعی پیدا میکند مثل شعرهایی که احمد شاملو برای آیدا سروده است. پس پیش به سوی فردیت. هرکسی میتواند عاشق یک چهرهی خاص باشد. چهرهای که مثل معشوق شاملو رسانهای شده یا عشقهایی که شاعران دیگر در خفا در شعرشان میآورند و تقدیم به معشوقهای شکلدارشان میکنند. این معشوق هر شکلی دارد.