۸:۲۳
تلاقی شعر و سینما؛ در فیلم سرودهای طبقه دوم روی آندرسون

ناصر بایزیدی

سینمای مبتنی بر شعر و رویکرد شاعرانه در تصویر، در بطن سینما شکل گرفت و نمونه آن تصاویر شگفت حرکتی و تماشایی منظره‌های غیرمعمول بر پرده‌ی سینما بود (ص ۴۴، ۱۳۸۶) و بعدها این شکل به ماهیت اصلی سینما تبدیل شد و در همین رابطه شکلوفسکی نظریه‌پرداز فرمالیست روس در ادبیات این نوع غیرمعمول بودن (آشنایی‌زدایی) را در نثر متعالی یا شعر به عنوان خصیصه ممتاز آگاهی در کلمه می‌دید. در تاریخ شکل‌گیری سینما، رگه‌های شعر در سینمای امپرسیونیستی فرانسه شروع به دمیدن کرد. آن‌ها معتقد بودند سینما محصول واقعیت نیست بلکه آن را محصول تجربه‌ی شخصی می‌دانستند تا تماشاگر احساسات خود را نه از راه گزاره‌های مستقیم بلکه از راه بیدار کردن آن‌ها (تجارب شخصی) یا اشاره‌ی غیرمستقیم به آن‌ها، بیان کنند (ص ۱۲۲، ۱۳۸۶). این نوع رویکرد در سطح فرمال از طریق انتقال ذهنیت شخصیت‌ها، رویاها و خاطره‌ها، نماهای نقطه‌نظر اپتیکی (نوری) شکل گرفت.

نظر کاربران