۱۵:۴۰
شامگاه ایرانی

بهرام اردبیلی

آویزه‌های چوب‌دست شبانان بر پل‌های سایبانی عشق که هی می‌کنند به خواب و بیداری خزه‌های ناتمام رودخانه طاق‌نماهای گله را با بالاپوش او بپوشانید که آسمان اندک است برای این همه چشم شبی که بیایی با نیام پنهان بیا که جانوری ناشناس راه بر تو می‌بندد بی آن که صدایی از دشت به یاد داشته باشی

نظر کاربران