۱۲:۱۲
ابله

فئودور داستایوفسکی - نسرین مجیدی

رمان ابله نوشته‌ی فئودور داستایفسکی نخستین بار در سال 1869 به زبان روسی منتشر شد. داستایفسکی در این اثر کوشیده است تا چهره‌ای آرمانی از انسان نیک‌سرشت و پاک‌دل را به تصویر بکشد؛ انسانی که درونش نوعی مسیح‌گونگی دارد، اما در دنیای واقعی، ساده‌لوح و حتی ابله به نظر می‌رسد. این ویژگی‌ها در شخصیت شاهزاده میشکین متمرکز شده است؛ مردی صادق، مهربان و بدون نیت بد که در مواجهه با جامعه‌ای خودمحور، فریب‌کار و بی‌رحم گویی از جهانی دیگر آمده است. الگوی این شخصیت، متأثر از ایده‌های مسیحی و آمال اخلاقی است و برخی منتقدان در رفتار و منش او نوعی آرمان‌گرایی خاص و مبارزه با سختی‌های دنیا را دیده‌اند؛ ویژگی‌هایی که باعث می‌شود او با دنیای اطراف خود ناهمخوان باشد و در عین حال، به گونه‌ای انسانی و تأثیرگذار باقی بماند. داستایفسکی در داستان متأخرتر خود، یعنی برادران کارامازوف، بازتابی از همین انسان نیک‌سرشت را در شخصیت آلیوشا نشان می‌دهد. یکی از ویژگی‌های برجسته‌ی ابله، چندصدایی بودن آن است؛ هر شخصیت صدای مستقلی دارد و جهان‌بینی خاص خود را بیان می‌کند، بدون اینکه نویسنده قضاوتی یک‌جانبه داشته باشد. ناستازیا، راگوژین، آگلایا و دیگر شخصیت‌ها نماینده‌ی گرایش‌های متضاد در عشق، اخلاق، عقل و اراده هستند که تضاد و تعامل میان آن‌ها داستانی عمیق و انسانی می‌سازد.

نظر کاربران