۵:۲۳
مساوات طلبی؛ شورش علیه طبیعت

مورای روتبارد ترجمه شورای ترجمه پژوهشکده مالکیت و بازار

روتبارد در کتاب خویش با عنوان «مساوات طلبی به مثابه شورش علیه طبیعت؛ و دیگر مقالات به این پرسش از سوی اقتصاددانان و متفکران سیاسی و فعالان با گرایشهای مختلف از محافظه کاران لیبرالها و لیبرتارینها که با او بر سر دکترین سیاسی اختلاف نظر داشته اند و به این انتقاد که چرا یک اقتصاددان خارج از رشته تخصصی اش اظهار نظر میکند پاسخ میدهد او مینویسد: «متخصصان به اقتصاد علاقه مند شدند زیرا نسبت به مشکلات اجتماعی و سیاسی حساسیت نشان میدادند و به این نقطه نظر رسیدند که مشکلات بغرنج سیاسی بدون درک اقتصاد قابل حل نیستند. او سپس با نشانه گرفتن برخی از اقتصاددانان میگوید: «در میان برخی از اقتصاددانان، سندرومی به وجود آمده که هرگونه توجه به مشکلات سیاسی اقتصادی را به عنوان یک ناخالصی تحقیر آمیز و ناپاک قلمداد میکنند حتی در میان اقتصاددانانی که با مشکلات سیاسی سروکار دارند، هرگونه توجه به موضوعات فرا اقتصادی اساسی تر مانند حقوق مالکیت ماهیت دولت یا اهمیت ،عدالت به طور ناامید کننده ای متافیزیکی و فراتر از حد تحقیر آمیز تعریف میشود. او انگیزه اصلی خود از پرداختن به چنین مسائل اساسی را بازگو میکند در مورد شخص خودم تمرکز اصلی و علاقه و نوشته های من در سه دهه گذشته بخشی از رویکرد گسترده تر - لیبرتارینیسم یک شاخه از لیبرالیسم بوده است. زیرا من به این باور رسیده ام که لیبرتارینیسم در واقع به تنهایی یک رشته یک «شاخه علمی» است حتی اگر در طول نسلها به ندرت توسعه یافته باشد. لیبرتارینیسم رشته ای جدید و نوظهور است که بر بسیاری از حوزه های مطالعه کنش انسانی تأثیر می گذارد مانند اقتصاد فلسفه نظریه سیاسی تاریخ حتی زیست شناسی شاید روزی لیبرالیسم و مطالعات لیبرتارینیسم به عنوان بخشی مستقل جزوی از برنامه درسی دانشگاهی شناخته شوند.»

نظر کاربران