مبنای نظری این پژوهش تلفیقی از نظریه زوال اندیشه سیاسی» جواد طباطبایی و نظریه کنشگران مرزی مقصود فراستخواه است. از یک سو، طباطبایی نشان داده ناتوانی نخبگان سیاسی در ایران در تولید نظریه های مدرن بومی و بنیان گذاری نهادهای مشارکتی پروژه دولت سازی را در چرخه بی پایانی از بن بست نگه داشته است. به تعبیر او فقدان یک نظریه بومی دولت سازی موجب پدیده «تعطیل اندیشه سیاسی و سستی بنیانهای حکمرانی در ایران شده است طباطبائی (1384) از سوی دیگر فراستخواه مفهوم «کنشگران مرزی را عرضه کرده که توضیح دهنده نقش مهم عده ای از فعالان اجتماعی و روشنفکران ایرانی است که در خلاصی میان دولت و جامعه به پیشبرد اهداف مترقی می پردازند فراستخواه (1403 این کنشگران مرزی به گفته برخی پژوهشگران از کوچک ترین فضاهای گشوده شده میان دولت و مردم استفاده میکنند تا امکانهای جدید در شرایط ساختاری محدود را کشف یا حتی خلق کنند. اما شواهد تاریخی حاکی است که در بزنگاههای بحرانی این افراد به خاطر انسداد نهادی و رویکرد اقتدارگرایانه قدرت نتوانسته اند تحولات بنیادین ایجاد کنند و عملاً در «امر ملی تأثیر تعیین کننده ای نداشته اند
نیما شجاعی / دکتری جامعهشناسی سیاسی
مبنای نظری این پژوهش تلفیقی از نظریه زوال اندیشه سیاسی» جواد طباطبایی و نظریه کنشگران مرزی مقصود فراستخواه است. از یک سو، طباطبایی نشان داده ناتوانی نخبگان سیاسی در ایران در تولید نظریه های مدرن بومی و بنیان گذاری نهادهای مشارکتی پروژه دولت سازی را در چرخه بی پایانی از بن بست نگه داشته است. به تعبیر او فقدان یک نظریه بومی دولت سازی موجب پدیده «تعطیل اندیشه سیاسی و سستی بنیانهای حکمرانی در ایران شده است طباطبائی (1384) از سوی دیگر فراستخواه مفهوم «کنشگران مرزی را عرضه کرده که توضیح دهنده نقش مهم عده ای از فعالان اجتماعی و روشنفکران ایرانی است که در خلاصی میان دولت و جامعه به پیشبرد اهداف مترقی می پردازند فراستخواه (1403 این کنشگران مرزی به گفته برخی پژوهشگران از کوچک ترین فضاهای گشوده شده میان دولت و مردم استفاده میکنند تا امکانهای جدید در شرایط ساختاری محدود را کشف یا حتی خلق کنند. اما شواهد تاریخی حاکی است که در بزنگاههای بحرانی این افراد به خاطر انسداد نهادی و رویکرد اقتدارگرایانه قدرت نتوانسته اند تحولات بنیادین ایجاد کنند و عملاً در «امر ملی تأثیر تعیین کننده ای نداشته اند