میرزا فتحعلی آخوندزاده از نمایشنامهنویسان، اندیشهپردازان و متجددین پرآوازه و بینیاز از معرفی است. هدف از نگارش این مقاله، ارائهی گزارشی از مزار آخوندزاده، خانوادهی او و استادش میرزا شفیع واضح، در شهر تفلیس گرجستان است که خوشبختانه تا امروز باقی مانده و توسط کشور جمهوری آذربایجان سروسامان داده شده است. من در اردیبهشت ۱۴۰۳ سفری به شهر تفلیس داشتم و یکی از برنامههای این سفرِ شخصی، یافتن مزار و خانهی میرزا فتحعلی آخوندزاده در تفلیس بود. خوشبختانه موفق به دیدار مزار آخوندزاده شدم و از سنگهای مزار او و خانوادهاش، میرزا شفیع واضح و افراد دیگری که در کنار آنها دفن بودند، عکس و یادداشت برداشتم و با عنایت به منابعی دیگر، موفق به شناسایی و خواندنِ کتیبهی مزارها شدم. در روز بازدید، هوا بارانی بود و با توجه به تَر شدن و شُسته شدن سنگها، خواندن کتیبهی قبرها نیز سهلتر شد. چون دربارهی مزار آخوندزاده (که حفظ و نگهداریاش، خود داستان شگفتانگیزی دارد)، هیچ گزارشی به زبان فارسی وجود نداشت و با توجه به اهمیتی که آخوندزاده در تاریخ اندیشهی سرزمین ما داشته است، تصمیم به نوشتن این مقاله گرفتم. به امید آنکه از انبوه جمعیتِ گردشگر، که روزانه از ایران روانهی گرجستان میشوند، توجهی هم به این آثار ایرانی شود و آرزویم این است که ایرانیان به این گورستان سر بزنند و از شخصیتی که عمری را دور از مرزهای رسمی ایران دوره قاجار، برای سرزمین ما اندیشید، یادی کنند. در این متن، ابتدا نگاهی به حیات شخصی آخوندزاده و سپس حضورش در شهر تفلیس خواهم انداخت و نهایتاً گزارشی از مزارها (که همه در یک نقطهی خاص در کوهپایهی تفلیس قرار گرفتهاند) ارائه خواهم داد.
مجید بجنوردی
میرزا فتحعلی آخوندزاده از نمایشنامهنویسان، اندیشهپردازان و متجددین پرآوازه و بینیاز از معرفی است. هدف از نگارش این مقاله، ارائهی گزارشی از مزار آخوندزاده، خانوادهی او و استادش میرزا شفیع واضح، در شهر تفلیس گرجستان است که خوشبختانه تا امروز باقی مانده و توسط کشور جمهوری آذربایجان سروسامان داده شده است. من در اردیبهشت ۱۴۰۳ سفری به شهر تفلیس داشتم و یکی از برنامههای این سفرِ شخصی، یافتن مزار و خانهی میرزا فتحعلی آخوندزاده در تفلیس بود. خوشبختانه موفق به دیدار مزار آخوندزاده شدم و از سنگهای مزار او و خانوادهاش، میرزا شفیع واضح و افراد دیگری که در کنار آنها دفن بودند، عکس و یادداشت برداشتم و با عنایت به منابعی دیگر، موفق به شناسایی و خواندنِ کتیبهی مزارها شدم. در روز بازدید، هوا بارانی بود و با توجه به تَر شدن و شُسته شدن سنگها، خواندن کتیبهی قبرها نیز سهلتر شد. چون دربارهی مزار آخوندزاده (که حفظ و نگهداریاش، خود داستان شگفتانگیزی دارد)، هیچ گزارشی به زبان فارسی وجود نداشت و با توجه به اهمیتی که آخوندزاده در تاریخ اندیشهی سرزمین ما داشته است، تصمیم به نوشتن این مقاله گرفتم. به امید آنکه از انبوه جمعیتِ گردشگر، که روزانه از ایران روانهی گرجستان میشوند، توجهی هم به این آثار ایرانی شود و آرزویم این است که ایرانیان به این گورستان سر بزنند و از شخصیتی که عمری را دور از مرزهای رسمی ایران دوره قاجار، برای سرزمین ما اندیشید، یادی کنند. در این متن، ابتدا نگاهی به حیات شخصی آخوندزاده و سپس حضورش در شهر تفلیس خواهم انداخت و نهایتاً گزارشی از مزارها (که همه در یک نقطهی خاص در کوهپایهی تفلیس قرار گرفتهاند) ارائه خواهم داد.