مشروطیت ایران مرز گذار همیشگی از حاکمیت ارادهی فردی به حاکمیت قانون بود. مجلس اول شورای ملی، با تصویب قانون اساسی مشروطه، این فرض تئوریک را صورتی عملی بخشید و با انتقال صلاحیت قانونگذاری از ارادهی فردی شاه به نهاد پارلمان، بهعنوان تجلیِ ارادهی عمومی، برای نخستین بار، ایران در شمار دولتهای مشروطه قرار گرفت. بهجز دورهی کوتاه یکسالهی استبداد صغیر که مجلس توسط محمدعلی شاه قاجار به توپ بسته شد، نهاد دولت از 1285ش تا 1331ش، هیچ تعرضِ در تضاد با حقوق ملت ایران به قانون اساسی مشروطه نداشت و محمد مصدق، بهرغم وجه ملیگرایانهاش، نخستین کسی است که در طول دورهی 21ماهه نخستوزیریاش، با تعرض به قانون اساسی از طریق طرح و تقدیم لایحهی 6ماههی اختیارات ویژه و لایحهی تمدید یکسالهی این اختیارات و تعطیلیِ مجلس از طریق برگزاری رفراندوم خلاف قانون اساسی، مجموعاً 18 ماه مجلس شورای ملی بهعنوان اساس مشروطیت را تعطیل کرد و با بازگشت به دوران قبل از مشروطه، امر دولت را دایرمدار ارادهی فردی خود نموده و در لوای «اختیارات فوقالعاده و موقت»، به حکومتداری پرداخت. بهانهی مصدق برای تصویب این قانون و اخذ این اختیارات، ملی کردن نفت ایران بود و در این راستا با تمرکز بر قدرت اجرایی، قضایی و نظامی در ید خود، دولت را به نماد یک «دولت مطلقه» تبدیل کرد.
رضا یعقوبی
مشروطیت ایران مرز گذار همیشگی از حاکمیت ارادهی فردی به حاکمیت قانون بود. مجلس اول شورای ملی، با تصویب قانون اساسی مشروطه، این فرض تئوریک را صورتی عملی بخشید و با انتقال صلاحیت قانونگذاری از ارادهی فردی شاه به نهاد پارلمان، بهعنوان تجلیِ ارادهی عمومی، برای نخستین بار، ایران در شمار دولتهای مشروطه قرار گرفت. بهجز دورهی کوتاه یکسالهی استبداد صغیر که مجلس توسط محمدعلی شاه قاجار به توپ بسته شد، نهاد دولت از 1285ش تا 1331ش، هیچ تعرضِ در تضاد با حقوق ملت ایران به قانون اساسی مشروطه نداشت و محمد مصدق، بهرغم وجه ملیگرایانهاش، نخستین کسی است که در طول دورهی 21ماهه نخستوزیریاش، با تعرض به قانون اساسی از طریق طرح و تقدیم لایحهی 6ماههی اختیارات ویژه و لایحهی تمدید یکسالهی این اختیارات و تعطیلیِ مجلس از طریق برگزاری رفراندوم خلاف قانون اساسی، مجموعاً 18 ماه مجلس شورای ملی بهعنوان اساس مشروطیت را تعطیل کرد و با بازگشت به دوران قبل از مشروطه، امر دولت را دایرمدار ارادهی فردی خود نموده و در لوای «اختیارات فوقالعاده و موقت»، به حکومتداری پرداخت. بهانهی مصدق برای تصویب این قانون و اخذ این اختیارات، ملی کردن نفت ایران بود و در این راستا با تمرکز بر قدرت اجرایی، قضایی و نظامی در ید خود، دولت را به نماد یک «دولت مطلقه» تبدیل کرد.