۱۲:۴۰
دانشگاه ایرانی، عقلانیت ایرانی

عبدالمجید مبلغی

تهاجم بیگانگان به ایران را نباید در چارچوب وقایع مهم دیگر در تقویم سیاسی فهمید و اهمیت آن را به رخدادهایی هم‌‌ارز با بحران‌های دیگر، هرچقدر که این بحران‌ها بزرگ و نفس‌گیر باشند، فروکاست. این لحظات سرنوشت‌ساز معرف تجربه‌های مهم و ناخواسته‌‌ای هستند که ساختارهای پنهان تمدن ایرانی و ظرفیت‌های درونی منجر به پایداری و تداوم ایران را آشکار می‌سازند. در شرایط غیرجنگی، حتی اگر بحرانی سخت دامنگیر کشور شود، نهادهای اجتماعی عمدتاً در افق کارکردهای روزمره خود دیده و فهمیده می‌شوند. از باب نمونه دانشگاه محل آموزش و پژوهش، دیوان‌سالاری ابزار اداره‌ی کشور و نیروهای مسلح توان دفاعی برای پاسخگویی به تهاجم احتمالی بیگانگان‌اند؛ اما در بزنگاه‌های تاریخی، هنگامی که تمامیت تمدن ایرانی در معرض تهاجم نظامی بیرونی و یورش دشمنی که کمر همت به تخریب این سرزمین بسته قرار می‌گیرد، پرده‌های روزمره‌اندیشی کنار می‌رود و این نهادها به‌مثابه‌ی اجزای یک شاکله‌ی زیستی (ارگانیسم) نقش خود را در «تضمین تداوم» ایران، که جهان‌زیست ماست، ایفا می‌کنند. بر این اساس می‌توان گفت که تجربه‌ی جنگ، بسی فراتر از هر بحران دیگری، محکی برای آزمون وفاداری ما به تمدنی ایران و فهم ظرفیت نهفته در آن‌ است؛ جایی که مفاهیم انتزاعی، گوشت و خونِ واقعیت به خود می‌گیرند و تاب‌آوری تمدنی ایران به مهم‌ترین مسئله برای ایرانیان بدل می‌شود‌. به باور نویسنده، تجربه‌ی جنگ غیرقانونی و هجوم ناجوانمردانه‌ی اخیر آمریکا و اسرائیل به ایران‌مان، در چنین چارچوبی باید فهم، صورت‌بندی و دیده شود.

نظر کاربران