فارابی به وضوح بر ریشه عقلانی دانش عملی تأکید میکند، در حالی که نوشتههای ضدونقیض ابنسینا گاه به خاستگاه عقلانی و گاه به خاستگاه دینی دانش عملی اشاره دارند. استدلال من این است که هرچند فلسفه عملی فارابی به طور کامل مستقل است، فلسفه ابنسینا تا حدی با فقه (حقوق اسلامی) و در نتیجه با دین همپوشانی دارد. این موضوع بهویژه در رویکرد او در فلسفه عملی دیده میشود و عاملی تعیینکننده در بحث صلاحیت و مشروعیت در فلسفه عملی او به شمار میرود. علاوه بر آن، من ادعا میکنم که ابنسینا در نوشتههای خود، پسزمینهای دانششناختی پدید آورده است که خواننده را در شناخت میراث فلسفی پیشین (یونانی و اسلامی) منتفع میکند. به همین دلیل، او توانسته است همزمان درباره اراده الهی و کارکردهای قانونگذار نخست (اولی)، عرف رایج (مشهور) و مفروضات فراگیر (شایع) و آزمایشی (تجربی) در حوزه عملی صحبت کند.
حمیرا اوزتوران/ ترجمه مهدی نیکوئی
فارابی به وضوح بر ریشه عقلانی دانش عملی تأکید میکند، در حالی که نوشتههای ضدونقیض ابنسینا گاه به خاستگاه عقلانی و گاه به خاستگاه دینی دانش عملی اشاره دارند. استدلال من این است که هرچند فلسفه عملی فارابی به طور کامل مستقل است، فلسفه ابنسینا تا حدی با فقه (حقوق اسلامی) و در نتیجه با دین همپوشانی دارد. این موضوع بهویژه در رویکرد او در فلسفه عملی دیده میشود و عاملی تعیینکننده در بحث صلاحیت و مشروعیت در فلسفه عملی او به شمار میرود. علاوه بر آن، من ادعا میکنم که ابنسینا در نوشتههای خود، پسزمینهای دانششناختی پدید آورده است که خواننده را در شناخت میراث فلسفی پیشین (یونانی و اسلامی) منتفع میکند. به همین دلیل، او توانسته است همزمان درباره اراده الهی و کارکردهای قانونگذار نخست (اولی)، عرف رایج (مشهور) و مفروضات فراگیر (شایع) و آزمایشی (تجربی) در حوزه عملی صحبت کند.