هدف این نوشته، گرد آوردن دو حوزه کلیدی از سنت عربی است که اغلب به طور جداگانه به آنها پرداخته میشود: فلسفه و حقوقشناسی (فقه). به رغم فراوانی بحثهای فلسفی در حقوقشناسی اسلامی، بسیاری از پژوهشهای قوانین اسلامی از جنبههای مختلفی از جمله نظریه دانش، دانششناسی شواهد، شیوههای استدلال و برهان منطقی و البته فلسفه زبان، رویکردی قدیمی با تعهد به رسالههای حقوقشناسی دوران اسلامی همزمان با قرون وسطی دارند. این نوشته در عوض میکوشد که رابطه سیستم متداول حقوقشناسی اسلامی را در رابطه با شاخهای از فلسفه یعنی اخلاقیات بررسی کند. این ارتباط به نظر بدیهی میرسد؛ بهویژه آنکه اخلاقیات متمرکز بر تشخیص شالوده نیک و بد (خیر و شر) رفتارهای انسان است و قوانین اسلامی نیز شامل تعیین نیک و بد رفتارهای انسان است. با این حال، چه رابطه دقیقی بین اخلاقیات و قوانین اسلامی وجود دارد؟ آیا قوانین و هنجارهای اخلاقی یکسان هستند یا تفاوت دارند؟
فریل بوهافا/ ترجمه مهدی نیکوئی
هدف این نوشته، گرد آوردن دو حوزه کلیدی از سنت عربی است که اغلب به طور جداگانه به آنها پرداخته میشود: فلسفه و حقوقشناسی (فقه). به رغم فراوانی بحثهای فلسفی در حقوقشناسی اسلامی، بسیاری از پژوهشهای قوانین اسلامی از جنبههای مختلفی از جمله نظریه دانش، دانششناسی شواهد، شیوههای استدلال و برهان منطقی و البته فلسفه زبان، رویکردی قدیمی با تعهد به رسالههای حقوقشناسی دوران اسلامی همزمان با قرون وسطی دارند. این نوشته در عوض میکوشد که رابطه سیستم متداول حقوقشناسی اسلامی را در رابطه با شاخهای از فلسفه یعنی اخلاقیات بررسی کند. این ارتباط به نظر بدیهی میرسد؛ بهویژه آنکه اخلاقیات متمرکز بر تشخیص شالوده نیک و بد (خیر و شر) رفتارهای انسان است و قوانین اسلامی نیز شامل تعیین نیک و بد رفتارهای انسان است. با این حال، چه رابطه دقیقی بین اخلاقیات و قوانین اسلامی وجود دارد؟ آیا قوانین و هنجارهای اخلاقی یکسان هستند یا تفاوت دارند؟