۷:۵۱
چه جای خنده است؟!

رؤیا صدر

شک نیست که امروزه جریان طنز ما، لااقل در رسانه‌های رسمی، آن‌قدر قوی نیست که به چشم بیاید یا چهره‌ی شاخصی را در ذهن تداعی کند؛ چندان‌که طنز سال‌های جنگ و دوران سازندگی با نام گل‌آقا گره‌ خورده بود؛ یا طنز در هنگامه‌ی گفتمان توسعه‌ی سیاسی، آثار ابراهیم نبوی را در ذهن تداعی می‌کرد. البته سخن از اقبال به طنز و طنزنویسان در جامعه‌ی امروز ما، قدری انتزاعی به نظر می‌رسد. گرچه تسکین یکی از عوامل پدیداری طنز است که امر جدی را به سخره می‌گیرد تا روح و روان طنزنویس و مخاطبش اندکی بیارامد، بااین‌حال خنده، اندکی آسایش فکری و گشادگی ذهنی می‌خواهد. در شرایطی که به گفته‌ی (البته با کمی تحریف!) رئیس‌جمهور محترم نه آب داریم، نه گاز داریم، نه برق داریم، نه باران داریم، نه هوا داریم، نه پول داریم، سخن از طنز و گذاشتن لبخند بر لب مخاطب آدم را یاد آّن حکایت معروف عبید زاکانی در رساله‌ی دلگشا می‌اندازد که: «آن جایگاه که او بود چه جای خنده بود؟»

نظر کاربران