۶:۴۴
غیبت یک ذهن؛ بن‌بست یک زمان

وحید بهرامی عین‌القاضی

سه سال است که صحنه‌ی اندیشه‌ی سیاسی در ایران بدون چهره‌ای می‌گذرد که، موافق یا مخالفش باشیم، مسیر گفت‌وگو را تعیین می‌کرد. غیبت او، برخلاف بسیاری از چهره‌های فکری که با خاموش ‌شدن صدایشان از متن تحولات بیرون می‌روند، تبدیل شد به قاب مرجعی که بدون نام بردن از آن هم ردّش بر هر بحثی می‌افتاد: چه آنان که می‌خواستند از او عبور کنند، و چه آنان که هنوز سعی داشتند از نوشته‌هایش برای صورت‌بندی مسائل امروز استفاده کنند. اما این سه سال، با همه‌ی شلوغی سیاسی و آشفتگی اجتماعی، یک واقعیت تلخ را آشکارتر کرد: اندیشه‌ی سیاسی ایران، پس از فقدان طباطبایی، نه به مرحله‌ای تازه پا گذاشت و نه توانست پروژه‌ای جایگزین بسازد. نزاع‌ها افزایش یافت، صداها بیشتر شدند، اما ستونی که بتواند کلیت بحث را منسجم کند شکل نگرفت. به همان اندازه که نبودن او خلأ ایجاد کرد، آن خلأ خودش بخشی از مسئله شد؛ مسئله‌ای که به‌جای پرشدن، هر روز بیشتر دیده شد.

نظر کاربران