برای فهم جایگاه عزتالله فولادوند در تاریخ فکری ایران، باید انتشارات خوارزمی را بهعنوان نهادی فرهنگی در نظر گرفت که در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقشی بیبدیل در شکلگیری زبان علوم انسانی ایفا کرد. خوارزمی برخلاف بسیاری از ناشران همدوره، نگاه اقتصادی صرف نداشت؛ مأموریتش ارتقای سطح فرهنگ عمومی و دانش دانشگاهی بود و به همین دلیل به پناهگاهی برای فلسفه و علوم اجتماعی بدل شد. فولادوند در این بستر وارد عرصه شد. او ترجمه را نه ابزار معاش، بلکه رسالتی فکری میدانست و بهخوبی آگاه بود انتشار آثارش در خوارزمی بهمعنای پیوند با نهادی است که دغدغهی اصلیاش ارتقای آگاهی جامعه است. از همین رو، به سراغ آثاری رفت که نهتنها در غرب مرجعیت داشتند، بلکه میتوانستند زبان تازهای برای فهم سیاست در ایران بسازند؛ آثاری مانند فیلسوفان و مورخان و آزادی و قدرت.
وحید بهرامی عینالقاضی
برای فهم جایگاه عزتالله فولادوند در تاریخ فکری ایران، باید انتشارات خوارزمی را بهعنوان نهادی فرهنگی در نظر گرفت که در دهههای ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ نقشی بیبدیل در شکلگیری زبان علوم انسانی ایفا کرد. خوارزمی برخلاف بسیاری از ناشران همدوره، نگاه اقتصادی صرف نداشت؛ مأموریتش ارتقای سطح فرهنگ عمومی و دانش دانشگاهی بود و به همین دلیل به پناهگاهی برای فلسفه و علوم اجتماعی بدل شد. فولادوند در این بستر وارد عرصه شد. او ترجمه را نه ابزار معاش، بلکه رسالتی فکری میدانست و بهخوبی آگاه بود انتشار آثارش در خوارزمی بهمعنای پیوند با نهادی است که دغدغهی اصلیاش ارتقای آگاهی جامعه است. از همین رو، به سراغ آثاری رفت که نهتنها در غرب مرجعیت داشتند، بلکه میتوانستند زبان تازهای برای فهم سیاست در ایران بسازند؛ آثاری مانند فیلسوفان و مورخان و آزادی و قدرت.