۷:۴۹
علیه ایدئولوژی‌ها

ابوالفضل دلاوری

کتاب گریز از آزادی اریک فروم را، که گویا اولین ترجمه‌ی حرفه‌ای عزت‌الله فولادوند در اواخر دهه‌ی 1340 بود، پیش از انقلاب و قبل از ورود به دانشگاه خوانده بودم اما راستش چیزی از آن نفهمیده بودم. در آن ایام نزد من و بسیاری دیگر از همگنان و هم‌نسلانم که سر پرسودایی داشتیم، در مخالفت با آنچه آن را استبداد سیاسی حاکم می‌دانستیم، مفهوم آزادی بسیار بسیط می‌نمود و فقط به معنای نبود استبداد سیاسی و رهایی از قید آن بود. آن زمان هنوز نه با مفاهیم آزادی مثبت و آزادی منفی، آن‌گونه که آیزایا برلین (در بحث از تفاوت «آزادی از» و «آزادی برای») و همچنین هانا آرنت (در بحث از تفاوت «انقلاب فرانسه» و «انقلاب آمریکا») مطرح کرده بودند آشنا بودیم و نه پیچیدگی‌های روان انسانی و لایه‌های متعدد سلطه را آن‌گونه که در مباحث فروم و دیگر اصحاب مکتب فرانکفورت مطرح شده بود می‌شناختیم و نه از کژتابی‌ها و فریب‌کاری‌های زبان، آن‌گونه که از سوی ویتگنشتاین و فوکو مطرح شده بود خبر داشتیم. اندکی بعد هم، آنچنان درگیر شور و شّر انقلاب شدیم که خود را چندان نیازمند مطالعه و تأمل در‌باره‌ی چنین مفاهیم و مسائلی نمی‌دیدیم. «حقیقت» بر ما روشن‌تر از آن می‌نمود که نیاز به مطالعه و تأمل داشته باشد [... نسبت دادن همه‌ی مسائل و مشکلات فردی و جمعی و مادی و معنوی موجود به نظم سیاسی مستقر و قطعیت حل راحت همه‌ی این مسائل و مشکلات از پی براندازی این نظم، و جایگزینی آن با نظمی به‌کل متفاوت و مبتنی بر آن ایدئولوژی‌ که هر گروهی از ما یکی از آن‌ها را حاملان انحصاری آزادی و عدالت می‌پنداشتیم...].

نظر کاربران