امروز که قریب به نیم قرن از نوشته شدن نامهی نامدار مصطفی رحیمی گذشته است، وقتی ملت ایران پس از عبرتهایی که از سر گذرانده به مضامین آن نامه مینگرد میبیند که به تعبیر بیهقی «آنچه خواجه بازنمود به رأی العین دیده شد». بدین سان معلوم میشود که رحیمی مردی گرموسردچشیده، کتبخوانده و پیری جهاندیده بود. بحث رحیمی در آن نامه در باب اساس ایران بود؛ یعنی مفادی که در قانون اساسی ایران باید ضبط شود و مواردی که باید از آن پرهیز شود. زین سبب که او از چنان منظر یگانهای به قانون اساسی ایران نگریسته، شایسته است دربارهی این موضوع خطیر به دیدگاههای چنین کسی نظر کرد که میتوانست در خشت خام چیزی ببیند که دیگران در آیینه نمیتوانستند ببینند؛ «و از مردم چنین چیزها یادگار ماند». بازبینی و تجدید مطلع دیدگاه چنین امنایی از یک ملت برای تدوین یا بازنگری قانون اساسی دربایست است که سندی مربوط به نسلهای مختلف و پیوسته با آیندهی یک ملت است. چنین دیدگاههایی در باب قانون اساسی که به محک تاریخ خورده و از آزمون زمان سربلند بیرون آمده باشند در ایران نادر و کمیاباند و به همین سبب چنین گوهرهای نایابی باید قدر شناخته شوند و در مفاد و مضامین اندیشهی ایشان نیک تأمل و توقف شود و از آن درسهایی برای آینده و خاصه برای قانون اساسی آینده گرفته شود. بدین سبب است که فرونگریستن و مداقه کردن در چنین اندیشهای لازم و ضروری است تا بتوان از آن درس گرفت.
سید ناصر سلطانی
امروز که قریب به نیم قرن از نوشته شدن نامهی نامدار مصطفی رحیمی گذشته است، وقتی ملت ایران پس از عبرتهایی که از سر گذرانده به مضامین آن نامه مینگرد میبیند که به تعبیر بیهقی «آنچه خواجه بازنمود به رأی العین دیده شد». بدین سان معلوم میشود که رحیمی مردی گرموسردچشیده، کتبخوانده و پیری جهاندیده بود. بحث رحیمی در آن نامه در باب اساس ایران بود؛ یعنی مفادی که در قانون اساسی ایران باید ضبط شود و مواردی که باید از آن پرهیز شود. زین سبب که او از چنان منظر یگانهای به قانون اساسی ایران نگریسته، شایسته است دربارهی این موضوع خطیر به دیدگاههای چنین کسی نظر کرد که میتوانست در خشت خام چیزی ببیند که دیگران در آیینه نمیتوانستند ببینند؛ «و از مردم چنین چیزها یادگار ماند». بازبینی و تجدید مطلع دیدگاه چنین امنایی از یک ملت برای تدوین یا بازنگری قانون اساسی دربایست است که سندی مربوط به نسلهای مختلف و پیوسته با آیندهی یک ملت است. چنین دیدگاههایی در باب قانون اساسی که به محک تاریخ خورده و از آزمون زمان سربلند بیرون آمده باشند در ایران نادر و کمیاباند و به همین سبب چنین گوهرهای نایابی باید قدر شناخته شوند و در مفاد و مضامین اندیشهی ایشان نیک تأمل و توقف شود و از آن درسهایی برای آینده و خاصه برای قانون اساسی آینده گرفته شود. بدین سبب است که فرونگریستن و مداقه کردن در چنین اندیشهای لازم و ضروری است تا بتوان از آن درس گرفت.