در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات منطقهای، همواره روایتهایی شکل گرفتهاند که بر اساس نوعی استثناگرایی و خاصگرایی، ایران را سرزمینی متفاوت با دیگر کشورها معرفی میکنند. این روایتها، با اتکا به عناصری چون تاریخ باستانی، تداوم تمدنی، و فرهنگ ویژهی ایرانی، تصویری از ایران بهعنوان موجودیتی یکتا و متمایز ارائه میدهند. از یکسو این برداشتها جذابیت نظری و فرهنگی دارند، زیرا بر میراث تمدنی، هویت فرهنگی و ظرفیتهای تاریخی ایران تأکید میکنند. از سوی دیگر، چنین رویکردهایی اغلب به سمت جبرگرایی گرایش دارند و رفتارهای غیرعقلانی را توجیه میکنند؛ بهگونهای که ایران را در چارچوبی بسته و ازپیشتعیینشده قرار داده و امکان کنشگری فعال و انعطافپذیر در عرصهی سیاست خارجی و روابط بینالملل را محدود میکنند.
روحالله اسلامی
در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات منطقهای، همواره روایتهایی شکل گرفتهاند که بر اساس نوعی استثناگرایی و خاصگرایی، ایران را سرزمینی متفاوت با دیگر کشورها معرفی میکنند. این روایتها، با اتکا به عناصری چون تاریخ باستانی، تداوم تمدنی، و فرهنگ ویژهی ایرانی، تصویری از ایران بهعنوان موجودیتی یکتا و متمایز ارائه میدهند. از یکسو این برداشتها جذابیت نظری و فرهنگی دارند، زیرا بر میراث تمدنی، هویت فرهنگی و ظرفیتهای تاریخی ایران تأکید میکنند. از سوی دیگر، چنین رویکردهایی اغلب به سمت جبرگرایی گرایش دارند و رفتارهای غیرعقلانی را توجیه میکنند؛ بهگونهای که ایران را در چارچوبی بسته و ازپیشتعیینشده قرار داده و امکان کنشگری فعال و انعطافپذیر در عرصهی سیاست خارجی و روابط بینالملل را محدود میکنند.