۷:۱۹
در مسیر موازنه‌سازی؛ دیباچه‌ای بر کتاب «نه فتح، نه شکست»

آرین طباطبایی

درحالی‌که دیدگاه‌های متعددی درباره‌ی علل و پیامدهای انقلاب اسلامی در ایران وجود دارد، غالب پژوهشگران و ناظران در این نکته توافق دارند که این رویداد به تغییر کامل جهت‌گیری سیاست داخلی کشور و در نتیجه، تغییر کامل سیاست‌های خارجی و امنیتی آن منتهی شد. انقلاب 57 یک جمهوری اسلامی محافظه‌کار دینی را جانشین پادشاه همسو با آمریکا، محمدرضا پهلوی، معروف به شاه کرد. ایران به ظاهر تقریباً یک‌شبه به کشوری کاملاً متفاوت تبدیل شد. در دهه‌های پس از آن، پژوهشگران و تحلیلگران با شدت و قوت، درباره‌ی جنبه‌های مختلف سیاست‌های خارجی و امنیتی ایران بحث کرده‌اند. با‌این‌حال، فرضیه‌ای مهم زیربنای بسیاری از این تحقیقات بوده است: این‌که جهت‌گیری سیاست خارجی و امنیتی تهران امروز اساساً از جهت‌گیری دوران پیش از انقلاب گسسته و با محاسبات کاملاً متفاوتی هدایت می‌شود. بر اساس این دیدگاه، تاریخ مدرن ایران را می‌توان به دو دوره‌ی متمایز تقسیم کرد: دوران پیش و پس از انقلاب. این فرض در میان دانشجویان نه‌فقط ایران، بلکه روابط بین‌الملل نیز رایج است، زیرا ناظران، آگاهانه یا ناخودآگاه، تحلیل خود از تفکر امنیتی دولت‌های انقلابی را بر این مفهوم پذیرفته‌شده بنا می‌کنند که «انقلاب [بنا به تعریف] به معنای تخریب یک دولت موجود به دست اعضای همان جامعه و سپس ایجاد نظم سیاسی جدیدی است.» هانا آرنت می‌گوید، «مفهوم مدرن انقلاب از این ایده جداشدنی نیست که مسیر تاریخ به‌یک‌باره از نو آغاز می‌شود، گویی داستانی یکسر جدید، داستانی که هرگز شناخته یا روایت نشده، به‌زودی شروع خواهد شد.»

نظر کاربران