بوردیو با اتکا بر آرای مارکس و وبر، چارچوب جامعهشناختی خود را برای تحلیل دقیق فرایندهای سلطه و انباشت [سرمایه] توسعه داد؛ فرایندهایی که امکان بازتولید اجتماعی را فراهم میکند. بااینحال، بوردیو بهندرت به زوال نظمهای اجتماعی پرداخت و هرگز جنگ را بهعنوان یک ابژهی علمی تعبیر نکرد، اگرچه گرایش نظری او به تکوین اجتماعی معکوس دولت را میتوان در آثارش ردیابی کرد. علیرغم این محدودیت نظری، بهزعم ما، کارهای او مجهز به ابزارهای مفهومی برای اندیشیدن دربارهی تغییر [اجتماعی] است و برای فهم پویایی جنگهای داخلی اکتشافی باقی میماند. این وضعیتهای بهشدت شناور به ما امکان بازاندیشی در برخی از مفاهیم بنیادینِ نظریهی او همچون «میدان»، «هبیتوس» و «سرمایه» را فراهم میآورد. بنابراین، بهترتیب تعریف بوردیو از دولت (که سازگار با سنت وبری است) را مورد بررسی قرار میدهیم، سپس پیامدهای تعریف جنگ داخلی بهمثابهی یک رقابت خشونتآمیز میان نظمهای اجتماعی را تبیین میکنیم و سرانجام با شناسایی تأثیرات جنگ داخلی بر هبیتوس، بحث را به پایان میبریم.
آدام باچکو و ژیل دورونسرو
بوردیو با اتکا بر آرای مارکس و وبر، چارچوب جامعهشناختی خود را برای تحلیل دقیق فرایندهای سلطه و انباشت [سرمایه] توسعه داد؛ فرایندهایی که امکان بازتولید اجتماعی را فراهم میکند. بااینحال، بوردیو بهندرت به زوال نظمهای اجتماعی پرداخت و هرگز جنگ را بهعنوان یک ابژهی علمی تعبیر نکرد، اگرچه گرایش نظری او به تکوین اجتماعی معکوس دولت را میتوان در آثارش ردیابی کرد. علیرغم این محدودیت نظری، بهزعم ما، کارهای او مجهز به ابزارهای مفهومی برای اندیشیدن دربارهی تغییر [اجتماعی] است و برای فهم پویایی جنگهای داخلی اکتشافی باقی میماند. این وضعیتهای بهشدت شناور به ما امکان بازاندیشی در برخی از مفاهیم بنیادینِ نظریهی او همچون «میدان»، «هبیتوس» و «سرمایه» را فراهم میآورد. بنابراین، بهترتیب تعریف بوردیو از دولت (که سازگار با سنت وبری است) را مورد بررسی قرار میدهیم، سپس پیامدهای تعریف جنگ داخلی بهمثابهی یک رقابت خشونتآمیز میان نظمهای اجتماعی را تبیین میکنیم و سرانجام با شناسایی تأثیرات جنگ داخلی بر هبیتوس، بحث را به پایان میبریم.