۶:۱۵
نگارگری و روح ایرانی

طیبه محمدی‌کیا

روح ایرانی، آن‌گونه که در تاریخ تمدن جلوه کرده است، میان عقل و خیال، میان عرفان و سامان سیاسی، میان حکمت و زبان و میان متن و تصویر همواره حرکتی تعادلی داشته است. نگارگری در این میان، به‌مثابه‌ی تبلور شاعرانه همین روح، نه در پی بازنمایی طبیعت است و نه در پی انکار آن؛ بلکه می‌کوشد «فراز طبیعت» را در افق تصویر بنشاند. همین است که در تذهیب حاشیه‌ها، در افسون رنگ‌های لاجوردی و زرین، و در ریتم موزون خط‌ها، نوعی موسیقی بصری شکل می‌گیرد که گویی ترجمان «حرکت دیالکتیکی» روح ایرانی است؛ حرکتی که در عین سیر به سوی وحدت، از کثرت نمی‌هراسد. اگر مطابق تعریف هگل، هنر به‌مثابه‌ی تجلی روح مطلق و یکی از عالی‌ترین بیان‌های روح در نظر گرفته شود، آنگاه هنر نگارگری ایرانی خود نُمودی بلیغ و شاعرانه از روح ایرانی به شمار می‌آید؛ روحی که در سپهر گوناگونیِ تاریخی خود همواره در پی تأویل زیبایی با حفظ وحدتِ خودآگانهاش بوده است.

نظر کاربران