۶:۱۳
احیای هنر قدسی

عبدالمجید مبلغی

نگارگری ایرانی در یک معنا از جمله مهم‌ترین نمادهای ادامه‌دهنده‌ی جریان ژرف‌نگر هنر سنتی ایران است. این ظرفیت را باید به‌عنوان پلی میان میراث پیشااسلامی ایران (مانند هنر هخامنشی و ساسانی با تأکید بر نمادهای اساطیری و کیهانی) و زیبایی‌شناسی عرفانی اسلامی دانست. در دستگاه آگاهی ایرانی، که برخلاف رویکردهای فلسفه‌محور یونانی ریشه در حکمت دارد و سراغ از آن در آثاری همچون تأملات اشراقی سهروردی می‌توان گرفت، نگارگری واقعیت را نه به صورت بازنمایی عینی طبیعت، بلکه به‌عنوان تجلی عالم مثالی (عالم خیال متصل و منفصل) بازسازی و بازآرایی می‌کند. این عالم پراهمیت، نقطه‌ی وصل و حد واسط میان ماده و معناست و از آن باید به‌مثابه‌ی جایی یاد کرد که هنرمند ایرانی با ابزار خط، رنگ و ترکیب‌بندی، جهان‌بینی مبتنی بر آگاهی ایرانی را صورت‌بندی تصویری و ظرفیت دیداری می‌بخشد. این مبحث را از چشم‌اندازی دیگر نیز می‌توان گسترد. از منظر روشنفکری دینی ایران‌نگر، نگارگری فراتر از هنر تزئینی، نوعی «حکمت عملی» است که در آن، زیبایی‌شناسی عرفانی (مانند مفهوم «جمال الهی» در عرفان ایرانی) با هویت فرهنگی ایران پیوند می‌خورد و هنر را به ابزاری برای شهود یزدان‌شناسانه تبدیل می‌کند.

نظر کاربران