۶:۱۱
بایسته‌های اندیشه‌ورزی؛ غرب و ایران چگونه به آزادی اندیشیده و می‌اندیشند؟

احمد نقیب‌زاده

نگاهی به سیر اندیشه‌ورزی در اروپای قرون جدید نشان می‌دهد که چگونه ابتدا اختراعات و اکتشافات پراکنده و نظریه‌های علمیِ ابرازشده با ترس و لرز از سخت‌گیری‌های کلیسا، جرقه‌هایی در ذهن انسان اروپایی زد و سبب شد تا در نهانخانه‌ی ذهن خود دریابد که آنچه کلیسا در طول قرن‌ها به‌دروغ در مخیله‌ی او جای داده و با چنان رعب و وحشتی از آزاداندیشی بازش داشته فریبی بیش نبوده است. سال‌ها طول کشید تا این جویبارهای کوچک به هم بپیوندند و رودخانه‌ی عظیمی به اسم عصر روشنگری به وجود آید. آنچه در عصر روشنگری رخ داد ایجاد پارادایم یا چارچوبی برای اندیشیدن بود. این اولین بار بود که چنین چارچوب و الگویی جهان‌شمول برای اندیشه‌ورزی شکل می‌گرفت و منطق آن چندان قوی بود که کسی را یارای نپذیرفتنش نبود. این پدیده نشان می‌داد که انسان عمدتا اسیر پارادایم‌هایی است که در ناخودآگاه جمعی شکل می‌گیرد و اگر قرار باشد تحولی در ذهن بشر به وجود آید لازمه‌اش اجماع اندیشمندان بر سر یک سلسله اصول، قواعد و الگوهای علمی است.

نظر کاربران