۸:۴۸
مؤسسان یا خبرگان؟

سید ناصر سلطانی

از سال‌هایی که مقدمات مشروطیت در ایران فراهم می‌شد در دوره‌هایی قوه مؤسس اراده سنیّه خود را ظاهر کرده و خواست‌های خود را نشان داده بود؛ اما از این حیث که در نظام اداره کشور هیچ سازوکاری برای فهم این اراده و بازتاب آن در اداره امور وجود نداشت سرنوشت محتوم چنین وضعی انباشته شدن خواست‌ها و ظهور نیرویی بود که جز به ‌زیر و زبر کردن ارکان حکومت رضایت نمی‌داد. حوادثی مانند جنبش تنباکو یکی از مثال‌های ظهور قوه مؤسس در تاریخ معاصر ایران است که حکومت‌ها هیچ‌گاه در دوره قاجار و پهلوی و پس از آن، سازوکار صحیحی برای فهم اراده عمومی شناسایی نکردند و حتی در مواردی که اقدام به ‌تشکیل مجالسی برای اصلاح و بازنگری قانون‌های اساسی کردند مجالسی فرمایشی و باسمه‌ای تشکیل دادند که اراده عمومی را نمایندگی نمی‌کرد. به ‌همین سبب در آستانه تشکیل مجلس ‌مؤسسان در سال 58، این سوابق در روزنامه‌ها مرور می‌شد و با تجدید چنان خاطرات و پیشینه تاریخی تشکیل مجالس مؤسسانی خواسته می‌شد که «نیروی جمعی مبارزان در طول گذشته آفریده‌اند» و بدین‌ترتیب تشکیل مجلسی را می‌خواستند که در آن «سابقه و سنت انقلاب در ایران را به‌‌درستی پیش چشم داشته باشند» و یادآوری می‌کردند که «در این مورد نباید بر سوابقی تکیه کرد که در نتیجه کوشش‌های ارتجاع و ضد انقلاب پهلوی به‌ وجود آمده، بلکه باید بر سنتی تکیه کرد که نیروهای جمعی مبارزان ما در طول گذشته آفریده‌اند».

نظر کاربران